صفحه 2 از 9 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 88
Like Tree7پسندیدن

موضوع: مرکز داده - Data Center

  1. #11
    مدیریت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    6,101
    مورد پسند
    در 19 پست
    سیستم عامل
    CentOS
    پوششهاي کاذب و جدا کننده
    با توجه به اينکه پوششهاي کاذب و جدا کننده ها داراي ماهيت جداگانه اي مي باشند، به دو قسمت متمايز به ترتيب زير مي باشند:
    • سقفهاي کاذب
    • کفهاي کاذب



    • سقف کاذب

    سقف کاذب سقفي است که به اسکلت ساختمان متصل بوده و بار آن به سازه اصلي ، ساختمان وارد مي شود. بدين ترتيب بين سقف مذکور و قسمت زيرين سازه اصلي، فضاي خالي به وجود مي آيد . اين سقفها مي توانند ، صاف و يا به شکلهاي مختلف ساخته شوند . سقف کاذب بايد با مصالح سبک ساخته شده و قاب بندي آن به نحو مناسبي به اسکلت و يا کلاف بندي ساختمان متصل گردد تا ضربه تکانهاي ناشي از زلزله در آنها، موجب خرابي ديوارهاي مجاور نگردد.

    • انواع سقفهاي کاذب

    به طور کلي مهمترين سقفهاي کاذب را از لحاظ پوشش مي توان به شرح زير تقسيم بندي کرد:
    • سقف کاذب با رابيتس و اندود
    • سقف کاذب از ني فشرده شده (کانتکس)
    • سقف کاذب با لمبه آلومينيوم
    • سقف کاذب با لمبه چوبي
    • سقف کاذب با قطعات پيش ساخته گچي
    • سقف کاذب با ورقهاي آزبست و سيمان صاف
    • سقف کاذب با انواع آکوستيک


    • اجراي سقفهاي کاذب

    سقفهاي کاذب از آويزهاي فلزي قائم، پروفيلهاي اصلي افقي و در برخي از موارد پروفيلهاي فرعي افقي و پوشش زيرين تشکيل مي شود که اين پوشش مي تواند از يک نوع مصالح مانند لمبه چوبي و يا دو نوع مختلف مانند رابيتس و اندود گچ ساخته شده باشد . آويزها در سقفهاي با اسکلت فلزي اعم از خرپا، طاق ضربي و يا غير از اينها به سازه اصلي ساختمان متصل مي گردند. در مورد سقفهاي بتن آرمه بايد در موقع بتن ريزي پيش بينيهاي لازم براي جاگذاري آويزها صورت پذيرد. در سقفهاي بتني چنانچه هنگام بتن ريزي آويزهاي قائم تعبيه نشده باشند ، مي توان از چکشهاي فشنگي براي نصب آويزها استفاده نمود . در اين صورت بايد نحوه عمل و نوع فشنگ مورد استفاده به تصويب دستگاه نظارت برسد.

    • آويزهايي که بموقع پيش بيني شده اند

    براي آويزهاي قائم مي توان از مصالح زير استفاده کرد:
    • ميلگردهاي فولادي (آرماتور) به قطر حداقل 6 ميليمتر
    • سيمهاي فولادي گالوانيزه که قطر آنها حداقل3.1 ميليمتر باشد.
    • تسمه هاي فولادي زنگ نزن که سطح مقطع آنها حداقل 10 ميليمترمربع و ضخامت آنها حداقل 1.5 ميليمتر باشد.

    اگر از آويزهاي فلزي ديگري به جز آويزهاي مذکور در فوق استفاده شود ، اين آويزها از لحاظ مقاومت و ضد زنگ بودن، بايد مشابه آويزهاي مذکور در بندهاي فوق باشند. تعداد آويزهاي قائم در هر مترمربع و فاصله آنها از يکديگر بستگي به نوع پوشش سقف کاذب بخصوص قابليت تحمل و تغيير شکل آنها دارد . تعداد اين آويزها متناسب با نوع سقف مشخص خواهد شد. آويزها حتي المقدور بايد به فواصل مساوي از يکديگر قرار گرفته، شاقولي و صاف باشند . براي اتصال آويزها به سقفهاي با اسکلت فلزي، بايد از پيچ و مهره يا جوش استفاده شود. اتصال به غير از پيچ و مهره يا جوش ، موقعي قابل قبول است که به تأييد دستگاه نظارت برسد . پس از جوشکاري، محل جوش بايد به وسيله مواد ضد زنگ پوشانيده شود.
    در سقفهايي که اسکلت چوبي دارند ، اتصال آويزهاي ق ائم به وسيله پيچ يا قلاب انجام مي شود . پيچ و قلاب بايد حداقل 50 ميليمتر در چوب وارد شوند . از وارد کردن پيچها با ضربه چکش ، بايد خودداري گردد.

    • آويزهايي که پس از ساختن سقف بتن فولادي به وسيله اتصالات فلزي يا مفتولهاي فلزي به سقف متصل مي شوند.

    رعايت نکات زير در مورد اين آويزها الزامي است:
    • مقاومت 28 روزه بتن بايد حداقل برابر 30 مگاپاسکال و ضخامت آن دست کم يکصد u1605 ميليمتر باشد.
    • بارهاي وارد بر سقف بتن آرمه نبايد از بار مجازي که سقف بر اساس آن محاسبه و اجرا شده است ، تجاوز نمايد.
    • قطر ميله هايي که به کار مي روند ، بايد حداقل 3.4 ميليمتر باشد و آويزها حداقل 25 ميليمتر در بتن وارد شوند.
    • تمام اتصالات بايد مورد بازرسي واقع شوند تا از استحکام آنها اطمينان حاصل شود.
    • در تيرهاي باربر بتني ، اتصالات بايد در سطوح جانبي و حداقل در فاصله 12 سانتيمتر از ضلع زيرين تير، کار گذاشته شوند.
    • در مورد استفاده از چکشهاي فشنگي (تپانچه) براي اتصال آويزها ، بايد از دستورات کارخانه سازنده چکشها تبعيت نمود و بخصوص اين نکته را در نظر داشت که تحت هيچ شرايطي ، نبايد از فشنگهاي مخصوص يک نوع چکش براي چکشهاي ديگر استفاده شود.
    • فشنگها نبايد در داخل سوراخهاي موجود شليک شوند.
    • هنگام استفاده از چکشهاي فشنگي براي نصب آويز، حداقل فاصله تا لبه قطعات بتني به نوع تپانچه و دستورات دستگاه نظارت بستگي دارد.
    • به هنگام شليک، ابزار را بايد عمود بر سطح کار نگاه داشت.
    • چون فشنگ تپانچه ها توسط رنگ آنها از يکديگر متمايز مي شوند، بايد افرادي که اين ابزارآلات را مورد استفاده قرار مي دهند، به بيماري کوررنگي مبتلا نباشند.
    • به افراد کمتر از 18 سال، نبايد اجازه استفاده از اين ابزارها داده شود.
    • در موقع کار براي اجتناب از حوادث ناشي از کمانه کردن يا شکستن و يا برگشت ميخها، به جز فرد مسئول و کمک او، نبايد افراد ديگري در محدوده شليک حضور داشته باشند . اين افراد بايد به وسايل ايمني مجهز باشند.



    • پروفيلهاي اصلي و فرعي افقي

    بسته به اينکه پروفيلهاي اصلي و فرعي از چه مصالحي باشند، دو حالت متمايز مشخص مي گردد.
    چنانچه جنس پروفيلهاي اصلي و فرعي افقي از فولاد يا فولاد گالوانيزه باشد بايد:
    • سطح مقطع اين پروفيلها توسط دستگاه نظارت تعيين گردد ، ولي حدا قل مقاومت اين مقاطع براي پروفيلهاي اصلي و فرعي به ترتيب نبايد از مقاومت آرماتور به قطر 10 و 6 ميليمتر کمتر باشد.
    • در محل برخورد سقف کاذب به ديوار ، توصيه مي گردد که حداقل از يک نبشي استفاده شود.

    چنانچه جنس پروفيلهاي اصلي و فرعي از آلومينيوم، چوب يا ساير مصالح باشد:
    • در صورتي که در مورد پروفيلهاي اصلي و فرعي ه جاي فولاد از چهارتراش چوبي استفاده مي شود، چوب مورد نظر بايد از نوع چوب نراد خارجي(روسي يا مشابه) باشد.
    • در خصوص استفاده از آلومينيوم و يا ساير مصالح نيز ابعاد پروفيلها بستگي به محاسبات انجام شده دارد ، ولي به هر حال مقاومت پروفيلهاي اصلي و فرعي از هر لحاظ ، نبايد به ترتيب از مقاومت ميلگردهاي فولادي نمره 10 و 6 کمتر باشد.
    • سقفهاي کاذب بايد در مقابل نيروهاي جانبي مقاوم بوده و چنانچه تأسيسات حرارتي نظير کانال و لوله در زير سقف اصلي قرار مي گيرند (حد فاصل سقف اصلي و سقف کاذب) ، ايجاد درز انبساط در اطراف سقف به منظور تأمين جا براي تغيير مکانهاي حرارتي ، ضروري است . چنانچه براي سقف کاذب دريچه بازديد در نظر گرفته شده باشد ، بايد اين دريچه با دقت کافي و در محل مناسب ايجاد گردد.


    • پوشش زيرين سقف کاذب


    • رابيتس

    در مورد رابيتس چنانچه در ملات ماسه سيمان استفاده مي شود ، توصيه مي گردد رابيتس از نوع فولاد سياه و اگر از ملات گچ استفاده مي شود ، بهتر است رابيتس از نوع گالوانيزه باشد رابيتس بايد در فواصل معين به وسيله مفتول مناسب به آهن بندي بسته شود ، به گونه اي که هيچ گونه برجستگي يا فرورفتگي در سطوح تمام شده ديده نشود . فاصله پروفيلهاي اصلي از يکديگر چنانچه از رابيتس نمره 2 استفاده مي شود ، بايد حداکثر برابر 35 سانتيمتر و در مورد استفاده از رابيتس نمره 3 اين فاصله حداکثر برابر 50 سانتيمتر مي باشد . براي بستن پروفيلهاي فرعي افقي به پروفيلهاي اصلي و اتصال رابيتس به پروفيلهاي فرعي ، از مفتول دولاي سيمي به قطر حداقل 0.7 ميليمتر مي شود. تعداد آويزهاي قائم اين نوع پوشش در هر مترمربع حداقل 3 عدد مي باشد .
    • کانتکس

    تمام نکات فني ذکر شده در مورد رابيتس از لحاظ آويزها، پروفيلهاي اصلي و فرعي افقي، فواصل و حداقل ابعاد، در مورد کانتکس نيز صادق است . چنانچه در نقشه هاي اجرايي طريقه خاصي براي جلوگيري از آسيب رساني موريانه و يا ساير حشرات مزاحم به کانتکس پيش بيني نشده باشد ، در اين صورت بايد روي حصير کانتکس ، دوغاب گچ و يا آهک بريزند ، به قسمي که اين دوغاب تمام سطح را پوشانده و قشر نازکي بر روي کانتکس تشکيل دهد.
    • لمبه آلومينيوم

    در اين پوشش مراحل اجراي کار به شرح زير است:
    • پروفيلهاي ناوداني آلومينيوم را در ارتفاع سقف کاذب به ديوارها وصل مي کنند.
    • تسمه هاي آويز را که از جنس فولاد گالوانيزه است ، به سقف متصل مي نمايند. هر تسمه مجهز به يک بست قابل تنظيم مي باشد.
    • پروفيلهاي ناوداني گالوانيزه را به تسمه ها وصل مي کنند . فاصله اين پروفيلها از يکديگر حداکثر 1.2 متر است و فاصله اولين پروفيل تا ديوار، نبايد از 30 سانتيمتر تجاوز نمايد.
    • قطعات لمبه آلومينيوم طوري به سقف وصل مي شود که يک سر آن در داخل ناوداني چسبيده به ديوار و سر ديگر آن در ناوداني متصل به آويزها قرار مي گيرند.


    • لمبه چوبي

    اجراي کار در مورد اين پوشش به شرح زير است:
    • قبل از اجراي لمبه کوبي، بايد دور سقف را با چهارتراش مناسب، کلاف کشي و تراز کرد.
    • قطعات باربر افقي فرعي را بايد از چوب و قطعات باربر ا صلي را از پروفيل فولادي يا چهارتراش چوبي، تهيه و به آويزهاي از پيش نصب شده متصل نمود.
    • لمبه ها را که از قبل تهيه شده است، بايد با چسب و ميخ به چهارتراشها متصل کرد.

    لازم به يادآوري است که بايد لمبه ها را با ماشين لمبه زني و يا به طرق ديگر که به صورت فاق و زبانه داخل يکديگر شوند ، آماده نمود ، به طوري که چفتها نمايان باشند . وجود چفت براي آنست که در مواقع انقباض ، لبه درزها به صورت نامناسبي درنيايند.
    • قطعات پيش ساخته گچي

    ابتدا بايد در کنار ديوار در ارتفاع تعيين شده براي سقف کاذب نبشيهاي آلومينيوم را نصب کرده و پس از نصب سيمهاي آويز گالوانيزه به سقف و وصل قطعات سپري آلومينيو م، قطعات سقف پيش ساخته گچي را در داخل آنها قرار داد . ابعاد سپري و سيمها برابر نقشه کارخانه سازنده و با تأييد دستگاه نظارت مي باشد . تعداد آويزها در هر مترمربع حداقل 3 عدد مي باشد.

    • ورقهاي آزبست و سيمان صاف

    به منظور نصب اين ورقها ابتدا يک شبکه متعامد از چوب روسي به شکل سپري يا س پري فولادي، اعم از توخالي يا توپر در محل مورد نظر اجرا مي شود . در کناره ها ب ه جاي قطعات سپري ياد شده، از نبشي با همان جنس استفاده مي شود و پس از آن ورقها را روي سپري قرار داده و در قسمت فوقاني آن بسته به اين که جنس سپريها از پروفيل توپر يا توخالي فولادي يا چوبي باشد ، به فواصل 30سانتيمتر يک عدد پيچ خودکار و يا پيچ و مهره مناسب با واشر و يا پيچ چوب با واشر مخصوص ب ه
    کار مي رود. ابعاد و تعداد آويزها با محاسبه مشخص مي شود.

    • انواع آکوستيک

    آکوستيکها به دو گروه معمولي و نسوز تقسيم مي شوند.
    • آکوستيک معمولي: در مورد اين آکوستيک قطعات باربر افقي از چوب نژاد خارجي (روسي يا مشابه) بوده و قطعات باربر اصلي مي توانند از پروفيل فولادي يا چهارتراش چوبي باشند . براي نصب آکوستيک بايد ميخ همرنگ با آکوستيک و چسب مناسب به کار برده شود . در پيرامون سقف کاذب اجرا شده، يک نبشي آلومينيوم به ديوار نصب مي گردد.
    • آکوستيک نسوز: قطعات باربر اصلي و فرعي افقي در مورد آکوستيک نسوز، پروفيل آلومينيوم است . در تمام انواع آکوستيک در هر مترمربع ، حداقل 3 عدد آويز مورد نياز است.


    • گستره و دامنه کاربرد سقف کاذب

    مهمترين دلايل استفاده از سيستم سقف کاذب را مي توان به ترتيب زير برشمرد:
    • ايجاد رويه اي براي پوشش قسمت زيرين سقف ساختمان
    • ايجاد فضايي براي جاسازي تأسيسات و تجهيزات سبک وزن
    • بهبود عايقبندي صوتي و يا حرارتي سقف هر طبقه از ساختمان
    • حفاظت از اسکلت ساختمان و بخصوص اسکلتهاي فولادي در برابر حريق
    • ايجاد امکاناتي براي کنترل صوت و جذب آن
    • ايجاد سقفي کوتا هتر براي فضاهاي داخلي ساختمان


    • کف کاذب (کف بالا آمده) گستره و دامنه کاربرد

    کف کاذب کفي است که در سالنها، مراکز کامپيوتر و مخابرات، اطا قهاي فرمان، برج مراقبت، ديسپاچينگ ، ماهواره، رادار و غيره مورد استفاده قرار مي گيرد و برابر مشخصات خصوصي هر پروژه اجرا مي شود.
    کف کاغذ يا بر اساس عبارت انگليسي مربوط به آن کف بالا آمده به نوعي از کف مکانهاي اداري و کاري اطلاق ميشود که به دليل نيازهايي مانند عبور کابلهاي متعدد و حجيم داده، انتقال نيرو و همچنين کانالهاي تهويه هوا و يا لولههاي انتقال آب گرم و سرد مربوط به سيستمهاي سرمايشي و گرمايشي مورد استفاده قرار ميگيرد. در مواردي که سطح به اندازه کافي بالا آمده باشد، امکانات اضافي تأمين نور و موارد ديگر براي ايجاد امکان خزش و يا حرکت افراد جهت بررسي و ايجاد تغييرات و اصلاحات در تجهيزات ايجاد ميشود. علاوه بر اين به دليل وجود انواع کابلها و مواد قابل اشتعال در زير کف کاذب، تجهيزات تشخيص و کنترل حريق نيز در منطقه زير کف کاذب نصب ميشود (شکلهاي 2 و3).
    026.jpg
    شکل 1- نمايي از فضاي زير کف کاذب يک مرکز داده
    027.jpg
    شکل 2- نمايي از فضاي کف کاذب يک مرکز داده با حسگرهاي حريق قابل مشاهده
    سطح روي کف کاذب از چهارچوبهاي مشبک و به همراه پايههاي نگهدارند قابل تنظيم ساخته شده است که استحکام لازم براي پنلهاي کف که معمولاً در اندازههاي 60در60 سانتيمتر هستند، فراهم کند. ارتفاع پايهها محدود به حجم کابلها و ساير خدماتي است که در زير ايجاد و ارائه ميشود. به دست آوردن اندازه دقيق ارتفاع نيازمند محاسبات دقيق است كه بر اساس حجم تأسيسات و اتصالات و كابلهايي كه در زير كف كاذب بايد قرار داده شوند، محاسبه ميشود. البته عامل تعيين كننده اصلي كانالهاي عبور هواي سرد است كه با توجه به اندازه مركز داده تغيير ميكند. اما به طور معمول در کمترين حالت به ميزان حدود 40 سانتيمتر و در بيشترين حالت در مراكز داده بزرگ به حدود 90 سانتيمتر ميرسد. در جدول زير اطلاعات دقيقتر در مورد رابطه ميان اندازه مركز داده و ارتفاع كف كاذب آورده شده است [1]:


    اندازه فضاي كف ارتفاع كف كاذب بر اساس استاندارد VDI 2054
    200 -500 m2 حدود 40 سانتيمتر
    500-1000 m2 حدود 70 سانتيمتر
    1000 - 2000 m2 حدود 80 سانتيمتر
    >2000 m2 بيشتر از 80 سانتيمتر


    اندازههاي توصيه شده شركتهاي معتبر طراح و سازنده مراكز داده:
    IBM: 45 تا 60 سانتيمتر
    SUN: حداقل 45، 60 سانتيمتر بهترين گزينه است
    BS EN 12825: 30 تا 60 سانتيمتر
    TIA 569: حداقل 30 سانتيمتر
    پنلهاي کف پوش در کفهاي کاذب به طور معمول از چوبهاي فشرده پوشيده شده از استيل و يا از استيل به همراه هسته سيماني ساخته شده است. انواع پوششهاي مختلف براي کاربردهاي مختلف پنلها وجود دارد. پوشش فرش (قالي، موکت)، لمينيت، سنگ مرمر، استخوان و پوششهاي آنتياستاتيک براي استفاده در اتاقها و آزمايشگاههاي رايانه و مراکز داده از انواع مرسوم اين پوششها هستند.
    در مراکز داده، سيستم خنک کننده مرکز نيز در زير کف کاغذ تعبيه شده است تا خنککنندگي کامل اتاقها را با حداقل اتلاف انرژي فراهم کند. هواي خنک از کف کاذب با سرعت و از طريق دريچههاي توزيع هواي سرد و يا کانالهاي ويژه تجهيزات خاص به سمت بالا دميده ميشود (شکل زير). در سقف مرکز داده نيز هواي گرم ايجاد شده با سرعت توسط درچههاي تهويه به بيرون هدايت ميشود و در نتيجه هميشه هواي خنک که امکان فعاليت بهينه تجهيزات مرکز را فراهم ميکند در محيط مرکز داده جريان دارد.

    028.jpg
    شکل 3- نمايي از دريچههاي خروج پايش هواي سرد در يک مرکز داده
    يکي از مشکلات کفهاي کاذب مشکل آلودگيها و تجمع گرد و غبار با سپري شدن زمان پس از نصب است که به خصوص بازرسي، اصلاح و تعميرات تجهيزات زيرکف را با مشکل مواجه ميکند. حسگرهاي دود و حريق نصب شده در زير کف کاذب ممکن است در هنگام نظافت فاضي زير کف در اثر پراکنده شدن گرد و غبار تحريک شده و اعلام خطر کنند. با توجه به دلائل ذکر شده رعايت نکات نظافتي در مراکز داده بسيار ضروري است، در حقيقت بهتر است که به مرکز داده به عنوان يک مکان تميز توجه شود و اين مسئله در طراحي مبادي ورودي به اتاقهاي اصلي مرکز، پوشش پرسنل و لوازم همراه آنها و مصالحي که در ساخت بخشهاي مختلف بکار ميرود مورد توجه جدي قرار بگيرد تا حداقل آلودگي و گرد و غبار وارد فضاي مرکز داده و زير کف کاذب شود.
    معمولا پنلهاي کفهاي کاذب قابل خارج شدن از قاب خود هستند و ميتوان به فضاي زير آنها دسترسي داشت. براي خارج کردن پنلهايي که داراي سطح صيغلي هستند از ابزارهاي مکنده استفاده ميشود (شکل 3)، براي پنلهاي با پوشش غيرصيغلي مانند موکت از ابزارهاي ديگري استفاده ميشود.

    029.jpg 030.png
    شکل
    4- نمايي از کف کاذب و ابزار خارج کردن پنل کف
    استحکام و قوام کف کاذب يک مسئله بسيار مهم و کليدي است که بايد مورد توجه ويژه قرار بگيرد و به هيچ عنوان براي پيادهسازي آن کاهش هزينه و صرفهجويي مد نظر قرار نگيرد. کف کاذب بايد با در نظر گرفتن تمامي احتمالات توسعه در آينده و محاسبه دقيق وزن تجهيزات فعلي و آينده و و محاسبات دقيق مکانيکي ضريب خستگي مواد استفاده شده در کف کاذب در دراز مدت طراحي و پيادهسازي شود. هر گونه کوتاهي و اشتباه در محاسبات و انتخاب منجر به پيامدهايي خواهد شد که علاوه بر تحويل هزينههاي فراوان ادامه کار مرکز را نيز با اشکال جدي مواجه خواهد کرد. در شکل زير به صورت شماتيک اشکال ايجاد شده در اثر استفاده از کف کاذب نامناسب با وزن رک قرار داده شده بر روي آن به تصوير کشيده شده است.

    031.png
    شکل 5- نمايي شماتيک از شکست کف کاذب در اثر وزن بالاي رک و عدم تناسب آن با مقاومت کف
    در شرايطي که امکان پيادهسازي کامل کف کاذب وجود نداشته باشد، ميتوان کف کاذب را به صورت يک کف قابل جابجايي و به صورت غير استاتيک و در بخشي محدود از فضاي مرکز داده ايجاد کرد که به لحاظ هزينه پيادهسازي هزينه بالاتري را در پي داشته اما طراحان را از ايجاد تغييراتي مانند گود کردن کف و يا ايجاد تغييرات ماندگار بينياز ميکند. اين روش به خصوص براي مواقعي که احتمال تغيير مکان مرکز داده وجود داشته و يا در موارد عدم نياز به ايجاد کف کاذب در تمامي فضا (وقتي که فضا بزرگتر از نياز مرکز داده است) و يا براي ايجاد مراکز داده موقتي در شرايط خاص (همانند پلهاي متحرک) قابل استفاده است (شکل زير).

    032.jpg
    شکل 6- تصوير يک مرکز داده با کف کاذب موقت و متحرک

    • پوشش هاي کف

    براي اجراي پوشش کف بايد نکات زير مورد توجه قرار گيرد:
    قبل از اجراي هر نوع پوشش، بايد محلهايي را که کفسازي مي شود ، کاملاً از مواد زايد پاک نمود. هر نوع پوشش، مشخصات خاص خود را دارد که با توجه به مصالح مصرفي، بايد موازين فني آن رعايت شود. مصالح عمده اي که در کفپوشها به کار مي رود عبارتند از سنگ، بتن، موزائيک، انواع آجر، سراميکها، لاستيکها، انواع چوب، چوب پنبه، مواد نساجي، مواد قيري.
    • تعريف و دامنه کاربرد

    پوشش نهايي کف که روي زيرسازي انجام مي شود، کفپوش نام دارد و موارد استعمال آن در کف، قرنيز، پله ساختمانها و پياده روها است. انتخاب و کاربرد هر نوع پوشش ، بستگي مستقيم به نوع بهره برداري از آن داشته و بايد متناسب با آب و هواي منطقه و همچنين محل و محيط کار باشد . از جمله عوامل تعيين کننده، ويژگيهاي جذب صوت، نرمي، رنگ، صافي، پايداري در برابر مواد شيميايي، سايش و سهولت انجام تعميرات مي باشد.
    • مصالح

    مصالح مورد مصرف در پوششهاي کف متنو ع اند. پوششهاي رايج عبارتند از آجرهاي موزائيکي پيش ساخته و درها، موزائيک سبک، موزائيک پلاستيکي، آجرهاي سيماني، سنگ، چوب، کاشي کف، پلاستيک و لاستيک.
    • پوششهاي کف

    چنانچه فرش در طبقه زيرين ساختمان بوده و مستقيماً با زمين تماس دارد ، بايد داراي زيرسازي به شرح زير باشد:
    پس از تسطيح کف زيرين، 25 تا 35 سانتيمتر قلوه سنگ درشت چيده و سپس روي آن يک قشر مخلوط شن و ماسه بريزند تا فواصل خالي را پر کرده و يک سانتيمتر روي تمامي سطوح را بپوشاند .
    سپس روي آن يک قشر بتن رده C16 ريخته و سپس ر وي آن را فرش کنند. در صورت عدم دستيابي به سنگ قلوه مي توان از سنگ لاشه استفاده نمود . در ساير طبقات به منظور پر کردن فضاي بين پوشش سقف و فرش کف مي توان از مصالح سبک مانند پوکه معدني يا صنعتي به صورت بتن سبک، خرده آجر (غير از آجر جوش) يا پوکه کوره اي استفاده کرد . بديهي است مصالح مذکور بايد عاري از هر گونه گچ، خاک، بقاياي نباتي و مواد زايد باشد. پس از تسطيح، روي لايه مذکور را با يک قشر ماسه نرم پوشانده ، براي فرش آماده مي کنند. قبل از مبادرت به پر کردن حد فاصل بين طاق و فرش ، بايد تمامي نخاله ها، گچ، خاک، آهک و مانند اينها ، جمع آوري و به خارج کارگاه حمل شود . در صورتي که لوله هاي آب، گاز، تأسيسات و برق (اعم از پوليکا، فولاد و يا کابل) از کف عبور مي کنند ، بايد قبلاً تدابير لازم براي محافظت آنها به عمل آمده و سپس اقدام به زيرسازي و فرش شود . در جاهايي که سطح آب زيرزميني بالاست قبل از فرش کف، بايد مبادرت به انجام عايق رطوبتي نمود.
    قبل از کفسازي با کاشي(اعم از لعابدار يا بدون لعاب)، پارکت، موکت، فرش لاستيکي، چوب پنبه، کائوچو و نظاير آن ، عيناً بايد زيرسازي بالا انجام شود . به منظور انجام هر نوع کفپوش لاستيکي، پلاستيکي، کائوچو يي، چوبي و مانند اينها در طبقات همکف و يا در زيرزمين که فرش با زمين طبيعي به وسيله کفسازي تماس دارد ، براي جلوگيري از نفوذ رطوبت ، بايد سطح زير فرش را با عايق رطوبتي مناسب عايقکاري نموده و سپس روي آن را با بتن رده C16 پوشانده و يک قشر اندود ماسه سيمان 1:5 ، پوشانده و سطح صاف صيقلي به وجود آورد . اين سطح صيقلي را مي توان با بتن فوق الذکر و پاشيدن سيمان و ليسه اي کردن سطح آن و همچنين به وسيله آجر سيماني يا موزائيک فرش ايجاد نمود.

    • پوشش کف با آجرهاي سيماني و موزائيکي

    درز موزائيکها بايد منظم و باريک بوده و سطح فرش کاملاً هموار و تراز باشد، به نحوي که پستي و بلندي و اختلاف ارتفاع در آن مشاهده نشود . آجر موزائيک نبايد لب پريده باشد ، در صورت وجود چنين نقصي، طول لب پريدگي نبايد بيش از 4 ميليمتر و طول لب پريدگي در سطح سايش ، نبايد بيش از 2 ميليمتر و حاصل ضرب اين دو عدد نبايد از 6 بيشتر باشد. در آجرهاي خيس شده ممکن است سوراخهاي ريزي قابل ر ؤيت باشند . آجرها بايد بر اثر ضربه جسم فلزي ، صدا ي زنده اي ايجاد کنند . ميزان جذب آب حداکثر ده درصد است . موزائيک نبايد قبل از آنکه 28 روز از عمر آن بگذرد، کار گذاشته شود.
    خطوط درز موزائيک در اطاقهايي که مجاور و متصل به هم و يا در مجاورت راهرو و فضاهاي ارتباطي قرار دارند ، بايد در يک امتداد باشند ، مگر در محل هايي که ابعاد موزائيکها متفاوت باشند . سطوح زيرين که فرش کف روي آن اجرا مي شود ، بايد کاملاً تميز شده و قبل از شروع کار مرطوب شوند . موزائيک قبل از نصب، بايد حداقل 15 دقيقه در آب قرار گيرد.
    موزائيک اطراف کفشويها، دور چارچوب ها و مانند اينها پس از اندازه گيري ، بايد با وسيله مناسب بريده شوند ، به نحوي که درزها يکنواخت باشد . راه رفتن روي موزائيک فرش قبل از دوغاب ريزي ممنوع است.
    بندهاي فرش موزائيک را با توجه به نوع کار با دوغاب سيمان و پودر سنگ يا سيمان و خاک سنگ پر مي کنند . سيمان اين دوغاب بر حسب رنگ موزائيک از سيمان پرتلند يا رنگي انتخاب مي شود . پس از گرفتن دوغاب سيمان درزها، روي سطح موزائيک دوغاب ريزي شده، ماسه نرم، خاک اره، پودر و يا خاکه سنگ پاشيده، آن را پاک مي کنند.
    • نصب آجرهاي موزائيکي و سيماني بدون ملات و کفپوشهاي موزائيکي درجا و شسته

    نصب آجرهاي موزائيکي و سيماني در فرش بام و پياده روها بر روي بستري از ماسه نرم صورت مي گيرد. در فرش بام بايد آجرها را .52 تا 3 سانتيمتر ماسه قرار داد .
    آجرهاي موزائيکي يا سيماني را مي توان به طور خشکه چين پهلوي هم قرار داد .در بام مي توان پس از ماسه ريزي ، موزائيک را با ملات ماسه سيمان فرش نمود که در آن صورت ملات بايد کم عيار و کم آب بوده و سعي شود که ماسه زيرين جابه جا نشود و سپس نسبت به دوغاب ريزي اقدام گردد.
    · آجرهاي موزائيکي سبک
    فرش اين نوع موزائيک عيناً مانند ساير موزائيکها است.
    · کفپوش موزائيک پلاستيکي
    اين کفپوشها را غير از کفسازي معمولي مي توان روي مصالح مختلف از قبيل چوب، بتن و موزائيک کهنه اجرا کرد. جزئيات اجرايي اين نوع کفپوش عيناً مانند ساير موزائيکها است. در سطوحي که کفشو وجود دارد ، بايد کرم بندي و شيب بندي ، انجام و سپس از نقاط مرتفع به سمت کفشو، ريسمان کشي و آنگاه مبادرت به فرش موزائيک شود. پس از ساب زني و تميزکاري، سطح موزائيک را با واکس مخصوص براق مي نمايند.
    • پوشش کف با سنگ

    قطعات سنگ بايد روي قشري از ملات کار گذاشته شده، با کمي جابه جايي با ملات تماس کامل پيدا کند و کليه درزها و فواصل سنگها با ملات پر شود . در مواقعي که دماي محيط کار يا درجه حرارت هريک از مواد و مصالح مصرفي از 5 درجه سلسيوس کمتر است ، انجام بنايي با سنگ مجاز نمي باشد، مگر اينکه وسايل کافي و مجاز براي عايق نمودن محل يا گرم کردن مواد مصرفي به کار رود تا درجه حرارت از مقدار مشخص شده بالا ، کمتر نباشد . تمامي سطوح زيرين که بنايي روي آن شروع مي شود، بايد کاملاً تميز شده و قبل از شروع مرطوب شود.
    ملات مصرفي در بنايي با سنگ، بايد ملات ماسه سيمان از نوع مشخص شده باشد. در صورتي که نوع ملات مشخص نشده باشد، بايد حداقل از ملات ماسه سيمان 1:5 استفاده شود . ملات را بايد طوري پخش نمود که قبل از پوشيده شدن با سنگ ، گيرش آن آغاز نگردد . مقدار آب ملات نبايد آنقدر زياد باشد که با نصب سنگ ، ملات روان از اطراف درزهاي سنگ بيرون بزند. ملات بايد تمامي فضاي خالي بين سنگ ها را پر کند . ملات سخت شده اطراف کار ، نبايد مورد استفاده مجدد قرار گيرد . در صورتي که قطعه سنگي جابه جا شود ، بايد ملات اطراف سنگهاي فرش شده و سنگ جابه جا شده ، کاملاً پاک و ملات قبل ي جمع آوري گردد . هر سنگ بايد قبل از نصب کاملاً تميز شده و در صورت لزوم در آب خيسانده شود .
    سطح نماي سنگ در حين فرش نبايد به ملات آغشته شود . در مورد سنگهاي پلاک که سطح زيرين آنها صيقلي است ، مي توان براي چسبندگي بيشتر ملات با سنگ، به وسيله ماشين ، شيارهايي در پشت سنگ ايجاد نمود . ضخامت بندها بايد کاملاً مساوي بوده و هيچ گاه از 5 ميليمتر کمتر و از 20 ميليمتر بيشتر نباشد . از نظر عايق رطوبتي کف ها، ملاحظات اجرايي قبل از نصب فرش و دستورالعملهايي که در قسمت موزائيکها توضيح داده شده ، بايد عيناً رعايت شود . در صورتي که سنگهاي کف ريشه دار باشد ، بايد قبل از نصب، نقشه سنگ چيني، نوع و اندازه بندکشي و تيشه داري يا صيقلي بودن آن به تصويب دستگاه نظارت برسد . سنگهاي ريشه دار را مي توان با ملات و يا با پخش ماسه بادي در زير آن فرش نمود.
    • فرش با لاشه سنگ

    هنگام فرش با سنگ لاشه ، فواصل و درز سنگ ها را به هر ميزان مي توان انتخاب نمود . سنگها را مي توان در رنگها و اشکال مختلف انتخاب کرد . سطوح جانبي سنگها بايد قائم باشد. استفاده از سنگهاي بغل اره که ضخامت آنها متغير و از ضخامت مورد نظر کمتر باشد ، مجاز نيست . پس از فرش کردن کف با لاشه سنگ، درزها با ملات سيمان 1:5 با سيمان معمولي يا سيمان رنگي و سنگدانه هاي مناسب ، پر و بندکشي مي شود . در صورتي که سطح فرش نياز به ساب داشته باشد، سطح ملات، بين لاشه سنگها بايد تا حدودي بلندتر از سنگ باشد ، به نحوي که کف پس از ساييدن، کاملاً تراز و يکنواخت شود . به جاي ملات ماسه سيمان مي توان از ملات موزائيکي با سنگهاي دانه بندي شده ريز يا درشت به رنگهاي مختلف استفاده نمود . مراحل ساب زني و بتونه کاري مانند بخشهاي قبل انجام مي شود .
    • فرش با سنگهاي ريشه دار و قلوه سنگ

    فرش با سنگهاي ريشه دار و قلوه سنگ براي پياده روها و خيابانها و فضاهاي باز مورد استفاده است.
    • فرش با سراميک

    زيرسازي سراميک کاري عبارتست از يک قشر اندود ماسه سيمان به ضخامت متوسط 2سانتيمتر و همچنين يک قشر اندود تخته ماله با سيمان و خاک سنگ به ضخامت 5 ميليمتر . مقدار ملات مصرفي براي زيرسازي با احتساب افت، 7 ليتر در مترمربع است.
    فاصله بين قطعات سراميک 2 تا 5 ميليمتر و عموماً به طور متوسط 3 ميليمتر است که اين بندها به وسيله دوغاب پر مي شود . فرورفتگي سراميک در داخل اندود تخته ماله اي برابر يک ميليمتر است . براي پر کردن بندها از دوغاب سيمان و پودر سنگ استفاده مي شود . دوغاب مصرف شده براي بندکشي ، همواره بيشتر از حجم فضاي خالي است، زيرا مقداري از دوغاب روي سطح سراميک باقي مي ماند که پاک شده و مصرف مجدد ندارد . حجم دوغاب مصرفي براي سراميک کاري با احتساب دورريز به ميزان يک ليتر در هر مترمربع پيشنهاد مي شود . پر کردن فواصل سراميکها با دوغاب بايد حداقل 24 ساعت پس از نصب سراميکها صورت پذيرد . پس از آنکه دوغاب سفت شد، بايد آن را به وسيله پارچه مرطوب از سطح سراميک و کاشي پاک نمود. نصب سراميکها در روي کفهاي بتني يا شفته آهکي با ملات سيمان نيز صورت مي گيرد . براي نصب سراميک روي سطوحي مانند گچ، چوب و مواد قيري از چسبهاي آلي يا معدني استفاده مي شود. کاشي و سراميک را نبايد قبل از نصب ، مدت زيادي در آب قرار داد که زنجاب شود . فقط کافي است کاشي ر ا در آب فرو برده و خارج نمود . در ساختن ملات براي پوشش سراميک يا کاشي ، بايد از مصرف آهک، گچ، خاک و پودر سنگ خودداري نمود . اگر از سيمان سفيد يا رنگي براي پوشش بندها استفاده مي شود، بهتر است براي ساختن ملات از پودر کوارتز (پودر سنگ شيشه) به جاي ماسه استفاده نمود.
    به طور معمول در هر متر طول يا عرض در سطح کاشي و سراميک ، بايد شکاف مخصوص براي انقباض و انبساط منظور شود . اين شکاف کاملاً نظير ساير بندها بوده و در صورت لزوم ، بايد با پ ودر پلاستيکي پوشانده شود . چنانچه قبل از سراميک و کاشيکاري نيازي به عايق رطوبتي باشد ، بايد طبق دستورالعملهاي ذکر شده در بخشهاي قبل عمل شود . اگر هنگام کاشيکاري بريدن کاشي ضروري باشد، بايد ابتدا کاشي را به اندازه مورد نظر با الماس خط انداخت و به وسيله تيغه تيز يا قيچي مخصوص آن را در خطي کاملاً مستقيم بريد.
    • پوشش کف با چوب و پوشش با پارکت

    قبل از چوبکاري بايد سطح صافي را در کف بوجود آورد . در طبقات همکف و زيرزميني که فرش با زمين طبيعي به وسيله کفسازي ارتباط دارد ، بايد به منظور جلوگيري از نفوذ رطوبت، سطح زير فرش را عايقبندي رطوبتي نمود و سپس روي آن را با بتن رده C16و يک قشر اندود ماسه سيمان 1:3 يا 1:4 پوشانده و سطحي صاف و صيقلي بوجود آورد . مي توان اين سطح صاف را به وسيله فرش کف با آجر سيماني ايجاد نمود . در ا ين صورت لازم است يک دست ساب روي فرش انجام شود . اين زيرسازي بايد کاملاً خشک شده و کمترين آثار رطوبت که مانع چسبيدن فرش روي آن باشد ، در آن مشاهده نشود . روي سطح صاف خشک شده ، بايد با روغن اليف روغن مالي شود . پس از آن بايد سطح با دو قشر ماستيک مخصوص ، صاف و سپس فرش کف انجام شود. سطوح فرش شده با پارکت را بايد با دستگاه مخصوص ساب زده و کاملاً صيقلي نمود . چوبهاي تابدار و چوبهاي مخلوط شده با چوب اصلي ، بايد کنده و خارج شوند . سطوحي که با فرشهاي فوق پوشيده مي شوند ، بايد در کنار ديوار به قرنيزهاي چوبي و مانند اينها ختم شوند . ارتفاع قرنيز چوبي معمولاً بين 7 تا 10 سانتيمتر است . براي نصب قرنيز بايد قبلاً در ديوار گوه هاي چوبي قيراندود يا پلاستيکي کار گذاشت. قرنيز بايد با پيچ به نحوي به ديوار متصل شود که پيچ قدري داخل قرنيز قرار گرف ته و روي آن بتونه شود . در محل تقاطع و گوشه ها، اتصال قرنيزها با يکديگر بايد به صورت 45 درجه باشد. قرنيزها نبايد تاب داشته باشند . قطعات قرنيزها حتي المقدور بايد بلند باشد . محل سوراخها در قرنيزها ، بايد با ماستيک کاملاً پر شده و صيقلي گردد . رنگ چوب قرنيزها بايد کاملاً يکنواخت باشد، چنانچه قرنيزها رنگ روغن نمي شود، بايد همرنگ و از جنس چوب پارکت باشد. تيغه هاي پارکت را مي توان به اشکال مختلف، جناقي، حصيري و شطرنجي فرش نمود . انواع پارکت نظير راش، بلوط، گردو، افرا، ممرز و مانند اينهاست که از نظر کيفيت و مرغوبيت طبقه بندي مي شود .
    • کفپوش الواري

    در اين روش کف با تخته هاي بلند به عرض 80 تا 250 و ضخامت حدود 20 تا 40 ميليمتر فرش مي شود. اتصال آنها از پهلو و انتها با کام و زبانه است و با ميخ آهني يا چوبي به زيرسازي، نصب و محکم مي شوند.
    • کفپوش نواري

    اين کفپوش همانند کفپوش الواري است ، با اين تفاوت که تخته ها کوچکتر بوده و به شکل نوارهاي باريکي درآمده است . پهناي تخته ها بين 75 تا 150 و ضخامت بين 10 تا 40 ميليمتر است.
    • کفپوش بلوک چوبي

    بلوک چوبي نوعي پار کت ضخيم بوده و در ابعاد مختلف ساخته مي شود و به کمک آسفالت ماستيک بر روي کفسازي فرش مي شود . اين فرش بيشتر در کارگاههاي ابزار دقيق و سنگين به کار مي رود. نکاتي که در مورد زيرسازي پارکتها ذکر گرديد ، بايد در زيرسازي بلوکهاي چوبي عيناً رعايت شود . فرشهاي چوبي را پس از اجرا بايد سمباده زده، صيقلي کرد و با قشري از سيلر پوشانيد و سپس با شلاک و يا وارنيش رنگ آميزي نمود . وارنيشهاي مناسب براي چوب از انواع رزينهاي پلي اورتان، فنولي و اپوکسي هستند . فرشهاي چوبي در طول بهره برداري نياز به مراقبت و نگهداري داشته و بايد سالي يک بار واکس زده شوند . استفاده از پارچه خيس براي تميز کردن پوششهاي چوبي و ريختن آب روي آنها مجاز نمي باشد.
    • پوشش با پلاستيک و لاستيک

    رزينهاي اپوکسي براي روکش کف به کار مي روند . رزين اپوکسي به همراه رنگينه و ماده سخت کننده، مخلوط شده و به ضخامت 6 تا 12 ميليمتر روي سطح بتني يا چوبي پخش مي شود.
    • این مواد ممکن است ماله کشي و صاف شده و يا به صورت چين دار رها شوند . کفپوشهايي که از پلاستيک ساخته مي شوند عبارتند از موزائيکهاي پلاستيکي، روکشهاي پلاستيکي، کاشي وينيلي ساده و آزبست دار و کفپوش وينيلي فوم دار . اين کفپوشها به کمک چسب مخصوص بر روي کف ، نصب و درزهاي آن با سيمان مخصوص به هم چسبانده مي شود . روي اين کفپوشها را نبايد با حلالهاي قوي تميز کرد، همچنين بايد از زدن واکس و شلاک بر روي آنها خودداري نمود.
    • کاشي وينيلي

    وينيل تايل را به کمک چسبهاي مخصوص ضد آب از نوع سيمان وينيلي بر روي کف نصب مي کنند. وينيل تايل در برابر چربيها و روغنها و بسياري از اسيدها و قلياها و مشتقات نفتي به خوبي پايداري مي کند.

    • کاشي وينيلي آزبستي

    اين مواد به حالت گرم مخلوط شده و به صورت ورقه هايي به ضخامت 1.5 تا 2 ميليمتر زير فشار شکل داده مي شوند.
    • کفپوش وينيلي فوم دار

    اين کفپوشها به کمک چسب مخصوص بر روي کف چسبانده شده و درزهاي آن با سيمان مخصوص به هم چسبانده مي شود . روي اين کفپوش را نبايد با حلالهاي قوي تميز کرد و از زدن واکس و شلاک و لاک بر روي آن بايد خودداري نمود .
    • کفپوشهاي لاستيکي

    کفپوشهاي لاستيکي را به کمک چسبهاي ويژه، بر روي کف مي چسبانند . کفپوش لاستيکي ، نرم و انعطاف پذير است و نسبتاً جاذب صدا مي باشد . اين کفپوشها براي کف طبقات بالاي همکف مناسب تر است. در فضاهاي باز و غير پوشيده، نبايد کفپوشهاي لاستيکي را به کار برد.

    • ساير پوششهاي کف
    • کفپوشهاي چوب پنبه اي

    از چوب پنبه دو نوع کفپوش ساخته مي شود ، لينوليومي و کاشي چوب پنبه اي ، در کفپوش لينوليوم از روغن بزرک به عنوان ماده چسباننده استفاده مي شود . اين کفپوش را مي توا ن روي هر نوع کفسازي چوبي، بتني و موزائيکي چسباند ، مشروط بر آنکه خشک باشد . براي کفهاي خشک از چسب معمولي و براي کف حمام و آشپزخانه و مانند آن، از چسب ضدآب استفاده مي شود. کاشي چو ب پنبه اي را با چسب مخصوص بر روي کف ، چسبانده و با غلتک سنگين مي فشارند . سپس سطح آن را سائيده، با فيلر مي پوشانند و واکس مي زنند . فرش چوب پنبه اي نرم است و به محيط احساس گرمي و آرامش مي دهد ، تا حدودي عايق صدا است ، ولي دوام آن از ديگر کفپوشها کمتر است. پايداري آن در برابر آب خوب بوده و در برابر چربيها و روغنها ضعيف است.
    • کفپوشهاي نساجي

    کفپوشهاي نساجي به دو گروه اصلي پرزدار و بدون پرز تقسيم مي شوند . نصب کفپوشهاي نساجيروشهاي گوناگون دارد . نصب با چسب به طور کامل يا در نقاط مشخص، ميخ کردن حلقه هايي که در پشت کفپوش از قبل براي اين منظور تعبيه شده به کف و اتصال کفپوش به کمک باريکه هاي چوبي و فلزي به کف، از جمله اين روشهاست . همچنين بعضي از انواع کفپوشها را مي توان بدون وسايل نصب و چسب روي کف پهن کرد . هرکدام از اين کفپوشها در برابر گرما، اسيدها، قلياييها، ملاتها، کپک زدگي، نور مستقيم و غير مستقيم آفتاب و سائيدگي ، ويژگيهاي خود را دارا هستند .
    کفپوشهاي قيري
    مصرف قير در کفپوش به شکل آسفالت ماستيک و کاشي آسفالتي يا آسفالت تايل است . آسفالت ماستيک را مي توان روي زيرسازي چوبي، بتني و يا فولادي اجرا کرد . هنگام استفاده از کفپوشهاي قيري انجام اندود قيري (پرايمر) روي زيرسازي ضروري است . آسفالت ماستيک را مي توان با قالبگيري به صورت قطعات پيش ساخته در آورده و با چسب قيري روي زيرسازي نصب کرد.
    • کاشي آسفالتي

    اين محصول در طرحها، نقشها و رنگهاي گوناگون ساخته مي شود و مي توان آن را روي زيرسازي چوبي، آسفالت، ماستيک يا بتن، با چسب قيري نصب کرد . سطح زيرين بايد کاملاً صاف باشد . کفپوش در برابر آب پايدار است، ولي اسيدهاي آلي و حلالهاي نفتي آن را خراب مي کند.
    • کفپوش منيزيتي

    اين کفپوش روي چوب و بتن انجام مي شود . براي بهتر چسبيدن قبل از اندود آستر ، بهتر است توري يا رابيتس روي زيرسازي قرار داده شود . اين کفپوش نرم، ضد آتش و ضد لغزش است و در برابر آب کاملاً پايدار نمي باشد

    • انواع جدا کننده ها

    مهمترين جدا کننده ها عبارتند از:
    • ديوارهاي جدا کننده با آجر توپر
    • ديوارهاي ساخته شده با آجر توخالي سفالي و يا بلوکهاي سيماني
    • ديوارهاي ساخته شده با قطعات پيش ساخته گچي



    • اجراي جدا کننده ها با آجر توپر

    در مورد اين جدا کننده ها مصالح مورد مصرف عبارتند از آجر فشاري، آجر ماسه آهکي، آجر ماشيني و آجر سيماني به ابعاد آجر فشاري ، که به طور اختصار آن را آجر سيماني مي ناميم. ديوارهاي جدا کننده با آجر توپر داخل ساختمان داراي دو نامگذاري مختلف مي باشند.
    • تيغه ها: چنانچه در نقشه هاي اجرايي به هر دليل تيغه آجري پيش بيني شده باشد، بايد در اجراي آنها نهايت دقت را به عمل آورد . ضخامت اين تيغه ها حدود 4 سانتيمتر است و با ملات گچ و خاک اجرا مي شوند. آجر مورد مصرف مي تواند فشاري، ماسه آهکي، ماشيني و يا سيماني باشد.
    • ديوارهاي نيم آجره توپر (ده سانتيمتر ضخامت): ضخامت اين ديوارها حدود 10 سانتيمتر است و مي توانند با آجر فشاري، ماسه آهکي ماشيني و يا سيماني اجرا شوند . مصرف ملاتهاي ضعيف ماسه گل و يا گل آهک ، مجاز نمي باشد. به علاوه مصرف ملات ماسه آهک در نقاط کم رطوبت ، موکول به تأييد دستگاه نظارت بوده و با رعايت احتياط صورت مي گيرد. قبل از اجراي آجرکاري بايد آجر را زنجاب نمود تا ضمن از بين رفتگي گرد و غبار روي آن پس از مصرف نيز باعث جذب آب ملات نگردد . بايد توجه داشت که سطح جدا کننده هاي داخلي کاملاً افقي و تراز بوده و آجرها کاملاً قفل و بست شوند و درزهاي قائم روي هم قرار نگيرند . عمل تراز کردن به کمک ريسمان صورت مي گيرد ، ضمناً بايد مرتباً روي ديوار شاقول گذاشت تا نبشها و کنجها کاملاً قائم باشند. سطوح جدا کننده هاي اجرا شده با ملات ماسه سيمان، ب اتارد و ماسه آهک در 3 فصل از سال، بايد حداقل تا 3 روز مرطوب بمانند ، ولي در تابستان تعداد روزها از 3 روز افزايش يافته و بسته به نظر دستگاه نظارت خواهد بود.

    علاوه بر مطالب ياد شده رعايت نکات زير در مورد جدا کننده ها الزامي است:
    • حداکثر طول مجاز ديوار جدا کننده بين دو پش تبند، کوچکترين دو مقدار زير است:

    چهل برابر ضخامت ديوار يا تيغه
    شش متر
    • پشت بند بايد به ضخامت حداقل معادل ضخامت ديوار و به طول حداقل 0.16 بزرگترين دهانه طرفين پشت بند باشد، به جاي پشت بند مي توان ستونکهاي قائم فولا دي، بتن آرمه و يا چوبي در داخل تيغه يا ديوار قرار داده و دو سر ستونکها را به طور مناسبي در کف و سقف مهار نمود.
    • حداکثر ارتفاع مجاز ديوارهاي غيرباربر و تيغه ها از تراز کف مجاور، 3.5 متر مي باشد ، در صورت تجاوز از اين حد بايد با تعبيه کلافهاي افقي و قائم به طور مناسبي به تقويت ديوارها مبادرت گردد.
    • تيغه هايي که در تمام ارتفاع طبقه ادامه دارند ، بايد کاملاً به زير پوشش سقف مهر شوند ، يعني رگ آجر تيغه با فشار و ملات کافي در زير سقف جاي داده شود.
    • لبه فوقاني تيغه هايي که در تمام ارتفاع طب قه ادامه ندارند، بايد با کلاف فولادي، بتن آرمه و يا چوبي که به سازه ساختمان و يا کلافهاي احاطه کننده تيغه متصل مي باشد، کلاف بندي شود.
    • لبه قائم تيغه ها نبايد آزاد باشد . اين لبه بايد به يک تيغه ديگر يا يک ديوار عمود بر آن، يکي از اجزاي سازه يا ستونکي که به همين منظور از فولاد، بتن آرمه يا چوب تعبيه مي شود با اتصال کافي تکيه داشته باشد . ستونک مي تواند از يک ناوداني نمره 6 و يا معادل آن از فولاد، بتن آرمه و يا چوب تشکيل يابد . چنانچه فاصله لبه آزاد تيغه از پشت بند کمتر از1.5 متر باشد ، اين لبه مي تواند آزاد باشد.
    • در صورتي که ديوار و تيغه متکي به آن به طور همزمان و يا به صورت لاريز و يا به صورت هشتگير چيده شوند ، اتصال تيغه به ديوار ، کافي تلقي مي گردد ، ولي چنانچه تيغه بعد از احداث ديوار و بدون اتصال به آن ساخته شود ، بايد در محل تقاطع در د اخل ملات بين رگها با ميلگرد به قطر 8ميليمتر (يا تسمه فولادي معادل آن) که حداقل در طول 25 سانتيمتر در داخل ديوار ، 50 سانتيمتر در داخل تيغه قرار مي گيرد ، به فواصل حداکثر 60 سانتيمتر تيغه را به ديوار مهار نمود .




    • جدا کننده ها با بلوکهاي توخالي سفالي يا سيماني

    ملات مورد مصرف در مورد بلوکهاي مجوف توخالي سفالي و يا سيماني ، منحصراً ملات ماسه سيمان 1:3 مي باشد . چنانچه دستور پر کردن بلوکهاي سيماني توخالي داده شود، ولي نوع مواد پرکننده مشخص نشده باشد ، مي توان با بتن ريزدانه، ملات ماسه سيمان و يا بتن سبک، بلوکها را پر کرد. با توجه به اينکه در بلوکهاي توخالي سفالي ، طرز اجرا به نحوي است که حفره ها به طور افقي دنبال يکديگر قرار مي گيرند و طبعاً پر کردن آنها ميسر نيست ، براي اينکه فضاي خالي اين قبيل بلوکها به مرکز رشد
    حشرات مزاحم و ميکروبها بدل نگردد ، توصيه مي شود که مصرف آنها در نقاط مرطوب با احتياط صورت گيرد. بديهي است بندکشي اين بلوکها بايد با نهايت دقت صورت گيرد.
    • تيغه هاي ساخته شده از ديوار گچي

    قبل از نصب ديوار گچي در ساختمان بايد کف آن تراز باشد، نصب ديوار گچي با اتصال صفحات به وسيله کام و زبانه و افزودن گچ مخصوص درزبندي انجام مي شود و به علت گيرش سريع اين گچ مي توان ديوارها را تا ارتفاع مجاز بالا برد. نصب اين ديوارها تا 3.5 متر ارتفاع و 6 متر طول ، احتياج به استفاده از هيچ نوع وسيله تقويت کننده ندارد و چنانچه لازم باشد ابعاد ديوارها افزايش يابد، بايد از وسايل محکم کننده افقي و عمودي استفاده گردد. لوله هاي آب، کابلها و سيمهاي گوناگون ساختمان در داخل شيارهايي که در صفحات گچي به وسيله ابزار مخصوص ايجاد مي گردد ، قرار داده شده و بعداً روي شيارها با گچ مخصوص مسدود مي شود .
    در صورتي که لوله ها ، ضخيم و يا تعدادشان زياد باشد ، بايد از ديوارهاي گچي دوجداره ، استفاده و لوله ها بين دو جدار واقع شوند . اشياء سبک و کوچک از قبيل قاب عکس، جالباسي و غيره را مي توان با وسايل محکم کننده معمولي مثل قلاب و پيچ و غيره به ديوار نصب کرد ، ليکن اشياء سنگين بايد به وسيله قطعات متصل کننده که در پشت ديوار تعبيه مي گردند، نصب شوند. در نقاطي که رطوبت دائمي دارند ، نصب اين صفحات با احتياط صورت مي گيرد و به همين منظور بايد قبلاً با شرکت توليد کننده، مشورت لازم به عمل آيد. اتصال ديوار گچي به سقف، کف و ساير ديوارها بايد با دقت لازم و توسط کارگران مجرب انجام گردد. چون بدنه، پايه ها، حمالها و سقفها غالباً نيروهاي قابل ملاحظه اي به نقاط مختلف ديوارهاي گچي وارد مي آورند ، توصيه مي شود هنگام اتصال ديوارها به قسمتهاي مزبور براي ايجاد اتصال قابل ارتجاع يا لغزان، از نوارهاي قابل ارتجاع يا پرو فيل استفاده شود . از نظر صرفه جويي در هزينه و وقت بهتر است قبلاً وضعيت اتصالات ، مطالعه و نقشه هاي اجرايي تهيه گردند . نصب ديوارهاي گچي و اتصال آنها به قسمتهاي باربر و پايه ها به سه روش لغزان، قابل ارتجاع و مستقيم انجام مي شود.

  2. #12
    مدیریت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    6,101
    مورد پسند
    در 19 پست
    سیستم عامل
    CentOS

    فضاي داخلي ساختمان مرکز داده

    فضاي داخلي ساختمان مرکز داده
    طراحي فضاي داخلي مراکز داده شرايط و پيچيدگي خاصي داشته و به منظور ايجاد امکان فعايت مداوم و بدون اشکال مرکز نيازمند رعايت اصول و الزاماتي است. در فضاي داخلي مرکز داده مسائل بسياري بايد مد نظر طراحان قرار داده شود که از جمله کليديترين آنها به موارد زير ميتوان اشاره کرد:
    • قفسه هاي متعدد حاوي سرويس دهنده ها
    • کابلکشيهاي بسيار زياد مربوط به انواع سيستمهاي برقرساني، کنترل و نظارت (دوربينهاي مدار بسته و حسگرهاي مربوطه)، سيستمهاي ضدحريق و به عنوان مهمترين بخش سيستمهاي انتقال داده، که شامل حجم بالائي از کابلهاي شبکه است.
    • کانالها و تجهيزات مربوط به سرمايش و تهويه هواي درون مرکز داده
    • سيستمهاي حفاظت و کنترل تردد فيزيکي

    يک مرکز داده ميتواند فضاي يک اتاق از يک ساختمان، يک يا تعداد بيشتري طبقه و يا تمامي فضاي يک ساختمان را اشغال کند. بسياري از تجهيزات به صورت سرويسدهندههايي هستند که درون قفسههاي 19 اينچجي قرار داده شدهاند. اين قفسههاي حاوي سرويسدهندهها نيز معمولا به صورت بسيار منظم و در رديفهاي موازي در کنار يکديگر قرار گرفته و مابين آنها کريدورهاي براي تردد افراد و دسترسي آنها به فضاي جلو و عقب قفسهها و اعمال تنظيمات و تغييرات لازم در نظر گرفته شده است (شکل 1). اندازه سرويسدهندهها بسيار متنوع است و شامل انواع سرويسدهندههاي 1U و يا همان قفسههاي 19 اينچي و يا انواع بزرگ سيلوهاي ذخيره داده که مقادير زيادي از فضاي کف را به خود اختصاص ميدهند، ميشود. انواع رايانههاي MainFrame و يا Storage نيز فضايي معادل فضاي يک قفسه بزرگ را به خود اختصاص ميدهند. مراکز دادهبسيار بزرگ ممکن است از کانتينرهاي قابل حمل که هر کدام شامل 1000 سرويس-دهنده هستند استفاده کنند. در اين حالت که مجموعه مرکز داده به صورت ماژولهاي کانتينري طراحي و پيادهسازي شده است، در صورت بروز مشکل و يا نياز به بروزرساني براي يک بخش، کل کانتينر مربوط به آن تا زمان رفع اشکال جايگزين ميشود.
    033.jpg
    شکل 7- نماهايي از فضاي پشتي قفسه هاي یک مرکز داده

  3. #13
    مدیریت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    6,101
    مورد پسند
    در 19 پست
    سیستم عامل
    CentOS

    نيازمنديهاي فضاي داخلي مرکز داده بر اساس استاندارد tia-942

    نيازمنديهاي فضاي داخلي مرکز داده بر اساس استاندارد TIA-942
    انجمن صنعت مخابرات Telecommunications Industry Association (TIA) از سال 1924 با هدف تدوين و توسعه استانداردهاي جهاني مختابراتي و اطلاعاتي و هميچنين توسعه فرصتهاي کسب و کار، امور دولتي، هوشمندي بازار، مجوزها و رگولاتوري هماهنگ محيط جهاني شروع به فعاليت کرد. با پشتيباني 600 عضو اين انجمن، TIA محيط کسب و کار را براي شرکتهاي فعال در حوزه مخابرات، باند پهن، خطوط بيسيم، فناوري اطلاعات، شبکهها، کابل، ماهواره، ارتباطات همسان، ارتباطات ت اورژانس و فناوري سبز بهبود و توسعه ميدهد. TIA داراي مجوز فعاليت از موسسه ملي استاندارد آمريکا ANSI است.
    در آوريل 2005، TIA با انتشار استاندارد TIA-942 براي زيرساختهاي يک مرکز داده، به عدم وجود استاندارهاي مدون براي مراکز داده پايان داد [2]. اين استاندارد به خصوص براي طراحان يک مرکز داده در مراحل اوليه و قبل از شروع ساخت ساختمان مرکز داده مناسب و لازمالاجرا است. TIA-942 موارد زير را در بر ميگيرد:
    • فضا و ساختار سايت
    • زيرساخت کابلکشي
    • قابليت اطمينان چيدمان اجزا
    • ملاحظات محيطي


    در ادامه هر کدام از موارد فوقالذکر را بررسي و تشريح خواهيم کرد.
    • الزامات فضا و ساختار سايت مرکز داده

    قدم اول، تخصيص درست و بهينه فضا براي يک مرکز داده كسب اطمينان از امكان اختصاص مجدد فضا با توجه به تغييرات محيط و فناوري و رشد در آينده است. بايد تعادلي مناسب ميان هزينهها و نيازهاي تخميني آينده ايجاد شود. يك مركز داده به طور قطع بايد با مقادير مناسبي از فضاي استفاده نشده طراحي شود تا امكان توسعه مركز در آينده را ايجاد كند. حتي فضاي اطراف مركز داده بايد متناسب با نيازهاي احتمالي توسعه در آينده هماهنگ باشد و امكان الحاق فضاي بيشتر به مركز را ايجاد كند.
    بخش عمدهاي از استاندارد TIA-942 به مسئله مشخصات تسهيلات مركز داده ميپردازد. اين استاندارد بخشهاي را با عنوان "محلهاي عملياتي" توصيه ميكند كه به مشخص كردن نحوه چيدمان تجهيزات بر اساس سلسله مراتب طراحي بر اساس استاندارد توپولوژي ستاره ميپردازد. تبعيت از اين اصول و ايجاد محلهاي عملياتي كمك زيادي به ايجاد امكان توسعه در آينده با كمترين مشكل و اصلاحات مينمايد.
    • توان

    منظور از توان همان انرژي مورد نياز براي فعاليت مرکز داده است که به طور عمده شامل برق مصرفي مرکز داده است که البته شامل سوختهاي فسيلي مانند گاز و گازويئل که براي مصارف ديگر نيز به کار ميروند نيز ميشود. تصميمگيري در خصوص نيازمنديهاي توان يک مرکز داده بر مبناي قابليت اطمينان مورد انتظار از مجموعه رديف قفسهها تعريف ميشود و ممکن است شامل دو يا تعداد بيشتري تأمين کننده توان باشد که از طريق شبکه برق سراسري، UPS و ژنراتورهاي محلي برق مورد نياز مرکز داده را تأمين مينمايند. مشخصکردن نيازهاي توان مورد نياز مرکز داده نيازمند دقت نظر بسيار بالا ميباشد.
    تخمين توان مورد نياز بايد شامل اندازهگيري برق مصرفي تمامي تجهيزات موجود و همچنين تمامي تجهزات احتمالي که در آينده به مرکز داده اضافه خواهند شد انجام شود. تخمين توان مورد نياز بايد تمامي تجهيزاتي حمايتي مانند UPS، ژنراتور (شكل 8) ، سيستمهاي کنترل جريان و سيگنال مانند سوئيچ انتقال خودكار جريان ATS (شكل 9)، HVAC، نور و ساير موارد را شامل شود. علاوه بر تمامي اين موارد تخمين توان بايد افزونگي مورد نياز مرکز داده و رشد آينده آن را نيز در نظر داشته باشد.
    034.jpg
    شکل 8- تصوير ژنراتور برق يک مرکز داده

    035.jpg
    شکل 9- سويچ انتقال خودكار ATS يك مركز داده
    هنگامي كه قطعي جريان برق رخ ميدهد، سوئيچ انتقال خودكار جريان به صورت كاملا خودكار جريان برق را از منبع اوليه به يك منبع ديگر آلترناتيو منتقل ميكند، در شرايط اضطراري، ATS فوراً ژنراتور را فعال كرده و در عرض 7 ثانيه جريان برق ژنراتور جايگزين جريان باتريهاي UPS ميشود تا مانع از تخليه باتريها و قطع ناگهاني جريان شود. با برگشت منبع اصلي برق (برق شهر) ATS مجدداً جريان برق شهري را به مركز داده متصل ميكند.
    با توجه به نيازهاي متنوع مركز داده، علاوه بر منابع تأمين برق AC كه به طور استاندارد در مركز داده وجود دارند، در هر مركز داده تعدادي مولد برق AC به DC نيز مستقر ميشود. با ارائه اتصالات چندگانه برق، اين اطمينان بوجود ميآيد كه براي هر گونه تجهيزات و امكانات در مركز داده امكان تأمين توان مورد نياز براي فعاليت وجود دارد.
    036.jpg
    شکل 10- مبدل AC به DC در يك مركز داده كه منبع تغذيه DC محسوب ميشود
    به منظور چلوگيري از قطع جريان اتصالات برق يگانه (يك اتصال برق براي يك دستگاه)، تمامي اجزاي سيستم الكتريكال، شامل سيستم پشتيبان، تماماً به صورت دوگانه به اتصالات برق وصل ميشوند و سرويسدهندههاي حياتي به دو اتصال تأمين برق متصل ميشوند. اين چيدمان به منظور دستيابي به افزونگي N+1 ايجاد ميشود. كليدهاي استاتيك در برخي مواقع براي اطمينان از تغيير منبع تغذيه به صورت خودكار در صورت خارج شدن يك منبع از مدار و عدم برقرساني نصب ميشود.
    • انرژي الکتريکي براي راهاندازي دستگاههاي تهويه و روشنايي مورد نياز است.
    • تجهيزات برقکشي و برقرساني بايد از سادهترين نوع انتخاب شده و استانداردهاي تاسيسات خانگي براي فضاهاي خشک رعايت شوند. ميتوان از ابزار و وسايل استاندارد شده موجود در بازار استفاده کرد.
    • دستگاه تهويه معمولي به سيمکشي معمولي خانه با ولتاژ 380 ولت وصل ميشود. توصيه ميشود اتصال از طريق يک پريز انجام شود.
    • دستگاههاي تهويه که قابل اتصال به ولتاژ 220 ولت ميباشند و به يک مبدل مجهز شدهاند نيز در بازار يافت ميشوند.
    • در ضمن نيازي به اتصال فيوز مجزا نيست، نصب لامپها با توجه به محل و نظام تختها انجام شود.

  4. #14
    مدیریت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    6,101
    مورد پسند
    در 19 پست
    سیستم عامل
    CentOS

    الزامات پدافند غير عامل در طراحي تأسيسات مكانيكي و الكتريكي

    الزامات پدافند غير عامل در طراحي تأسيسات مكانيكي و الكتريكي
    تمامي اطلاعات اين بخش بر اساس استانداردهاي آژانس مديريت بحران ايالات متحده آمريكا تدوين شده است [4].
    حدود تحمل بزرگترين ضربه در تجهيزات مختلف به مراتب بيشتر از افراد ميباشد و از اين جهت نگراني کمتري وجود دارد. ولي در برخي موارد تکيهگاههاي وسايل آسيب ديده، که اين خود ميتواند منجر به آسيب ديدن وسايل در اثر سقوط گردد.
    در اثر آسيب ديدن وسايل معايبي بروز ميکند که به دو گروه موقتي و دايمي تقسيم ميشوند.
    معايب موقت که اغلب به آن بدکار کردن ميگويند، با وقفه در عملکرد جاري وسيله همراه است. ولي در معايب دايمي که با از کار افتادن وسيله مشخص ميشوند، شدت آسيب در حدي است که توانايي آن در انجام عملکرد مطلوب براي هميشه از بين ميرود.
    ظرفيت تحمل يک وسيله در مقابل ضربه و ارتعاش معمولاً بر حسب حد شکستگي بيان ميشود که عبارتست از مقدار شتابي که وسيله ميتواند تحمل کند و همچنان قابل استفاده باقي بماند.
    اطلاعاتي در رابطه با اثرات ضربهاي موجود هستند که بيانگر مقاومت، زمختي يا حساسيت تجهيزات ميباشد. به طور کلي اکثر وسايل مکانيکي و الکتريکي تجارتي ميتوانند حداقل g3 را تحمل کنند در حالي که تجهيزات شکننده ( مانند لوازم الکترونيکي) عموماً تاg5/1 توانايي دارند.
    آسيب پذيري يک دستگاه درمقابل برخورد ترکش بستگي به حساسيت اجزاء متشکله آن، بدنه کل و اندازه و سرعت ترکش در لحظه برخورد دارد.
    ممکن است برخي ازوسايل سنگين (موتورها، ژنراتورها و غيره) در اثر قطع شدن اتصالات الکتريکي و غيره دچار خرابي شوند ولي بندرت در اثر بر خورد دچار از کار افتادگي ميشوند.
    گرچه سقوط يا پرتاپ اشياء ميتواند به تجهيزات داخل سازه خسارت سنگين وارد کند ولي فقط در صورتي افزايش هزينه تقويت ديوارها و ديگر قسمتهاي حفاظتي پذيرفته است که تأمين حفاظت براي افراد ضروري باشد يا اينکه ارزش وسيله مورد حفاظت بيش از اضافه هزينه ساختماني باشد.
    • ملاحظات تأسيسات برقي

    مهمترين وظيفه سيستم برق نگهداري و بقاء انرژي و سرويسهاي ساختماني خاص به ويژه آنهايي که براي حفظ جان افراد و تخليه افراد از ساختمان و روشنايي و فراهم نمودن سيستم هاي ارتباطي اضطراري ميباشد.
    نگهداري دستگاههاي الکتريکي بحراني دور از مناطق پرخطر تا حد امکان توانايي جلوگيري از وقوع حادثه را افزايش ميدهد. جداسازي ممکن است با ارزشترين گزينه باشد.
    مضافاً مقاومسازي فيزيکي يا حفاظت از اين سيستمها (لولههاي مجاري برق، لولهها و داکت مربوط به حفاظت جان) احتمال بسيار زيادي را در کاهش اثر مستقيم حادثه حتي با وجود نزديکي حادثه(به اندازه کافي) فراهم ميکند.
    از نظر معماري افزايش سيستمهاي الکتريکي نيازمند فضاي اضافي به منظور جا دادن تجهيزات اضافي خواهد بود.
    ازنظر سازه سيستمهاي ديوار و کف مجاور به مناطق که تجهيزات در آنها قرار دارند نيازمند به حفاظت يا به عبارتي مقاومسازي ميباشند. ساير قسمتهايي که مقاومسازي توصيه ميشود شامل مسير خروجي اوليه، نيروهاي توزيع قدرت الکتريکي اضطراري، سيستم اعلام حريق (شامل سيم کشي و تجهيزات اصلي) ميباشند.
    از نقطه نظر عملکرد حفاظتي، محدوديت و دسترسي کنترلي به وروديهاي هوا، اتاقهاي تاسيسات مکانيکي و هواساز، فضاهاي مخابراتي، تجهيزات بام، سيستمهاي فرابيني، کنترل آسانسورها، سيستم تلويزيون مداربسته، آشکارسازها و سيستمهاي کنترلي مهم است.
    طراحان بايد توصيههاي ذيل را براي ساختمانهاي با سطح عملکرد I و II و همچنين براي پناهگاهها لحاظ نمايد:
    • تابلوهاي برق نرمال و اضطراري، لولههاي برق و تابلوهاي توزيع و حفاظتي فشار ضعيف و فشار متوسط بايد به صورت مجزا ودر محلهاي مختلف به اندازه کافي دور از همديگر اجرا گردند و سيستمهاي توزيع برق بايد از محلهاي مجزا قابل راهاندازي باشند و همچنين براي جلوگيري از شکست لولهها پيشبيني لازم در محلهاي درز انبساط انجام شود.
    • ژنراتورهاي اضطراري بايد دور از باراندازها ، وروديها و پارکينگها قرار گيرند.
    • تانک سوخت بايد در نزديکي ديزل ژنراتور تعبيه شده باشد و از لحاظ ميزان درجه حفاظتي هم پايه با دستگاه ديزل ژنراتور باشد و ابعاد آن براي ذخيرهسازي ميزان مناسبي از سوخت باشد، در مورد ديزل ژنراتورهاي پر قدرت از مخزن سوخت روزانه استفاده گردد.
    • در ساختمانهاي کوچکتر ميتوان از باتري و يا سيستم ups استفاده نمود.
    • · لولهها و خطوطي جهت اتصال ديزل ژنراتور سوار بر کاميون به سيستم الکتريکي ساختمان بايد تعبيه شده باشند. اگر شيوه سوم نيرو رساني مورد نياز واقع شد، روشهاي ديگري شامل ژنراتورها و فيدرهايي از ساير پستهاي قابل جايگزين باشند.
    • سيستم روشنايي سايت بايد با سيستم دوربين مدار بسته هماهنگ باشد.
    • چراغهاي اضطراري بايد در اتاقهاي استراحت (حمام ، دستشويي ، سرويس بهداشتي) فراهم شود.
    • نقاط ورودي و دسترسي به ساختمان بايد روشن باشند تا در مواقع بروز هرگونه تهديد براحتي بتوان آن نقاط را پشتيباني کرد.
    • چراغهاي اضطراري باتريدار بايد در جلوي پلهکان و قسمت خروجي با علامت خروج فراهم باشد.
    • از هرگونه لوله برق آويزان و معلق از سقف بايد اجتناب نمود.
    • روشنايي کافي در اطراف پارکينگ بايد فراهم شود تا به سيستم دوربين مدار بسته کمک نمايد و استفاده از سيستمهاي حفاظتي فيزيکي (موانع) را مورد حمايت قرار دهد.


    • سيستم ارتباطي

    ارتباط اضطراري با فراهم نمودن موارد ذيل ميتواند بکاربرده شود:
    • گوشيهاي تلفن اضطراري مجزا از سيستم تلفن که بطور مستقيم و به صورت پيوسته به ايستگاه مرکزي نظارت و کنترل متصل شدهاند.
    • يک سيستم هشداردهنده در ساختمان براي اطلاع به پليس، آتش نشاني و سيستم هاي راديويي گروه امداد ونجات ... .
    • وجود تجهيزات ارتباط اضافي يا بيسيم مربوط به ماموران آتش نشاني در ساختمان.

    براي ساختمانهايي که نيازمند حفاظت با درجه بالاتر ميباشند طراح بايد موارد ذيل را مورد ملاحظه قرار دهد :
    • ارتباطات اضافي: ساختمان بايد يک خط تلفن اضافي به منظور ادامه ارتباطات در زمان بروز حادثه داشته باشد. يک سيستم ارتباط راديويي با يک آنتن در پلهکان بايد نصب شود و دستگاههاي ارتباطي قابل حمل بايد در همان طبقه توزيع شده باشد. (گزينه آخر يک پيشنهاد ترجيحي ميباشد.)
    • سيستم راديو تلهمتري : انتقال اطلاعات بصورت بيسيم براي ارتباطهاي اضطراري مورد نياز ميباشد و آنتنهاي توزيعي ميتوانند درون و بيرون ساختمان قرار گيرند.
    • سيستمهاي اطلاعرساني و هشداردهنده : سيستمهاي اطلاعرساني و هشداردهنده نبايد متمرکز شده و داخل يک لوله اجرا شوند. مدارها به قسمتهاي مختلف ساختمان بايد حداقل در دو مسير و رايزر مجزا از همديگر اجرا گردند.
    • کابلها و سيمهاي مسي کنترل و سيگنال جريان ضعيف نبايد با کابلها و سيمهاي فشار ضعيف و فشار متوسط از داخل يک لوله عبور داده شوند.
    • استفاده از هاديهاي فيبر نوري عموماً به هاديهاي مسي ترجيح داده شوند.
    • لولههاي برق خالي و خروجيهاي برق قدرت براي نصب تجهيزات کنترل و ايمني در آينده بايد فراهم شود.
    • ساختمانهاي مسکوني بايد داراي يک سيستم اطلاعرساني به موقع براي اخطار به ساکنين در مقابل تهديد باشند و يک دستورالعمل و راهنمايي خوب را به عنوان واکنش يا پاسخ داشته باشند.



    • سيستمهاي برق اضطراري

    ديزل ژنراتور که منبع متناوبي از توان را فراهم مينمايد بايد براي تامين توان مفيد براي سيستمهاي حفاظتي جان مانند سيستمهاي هشدار، روشنايي مسيرهاي خروجي، علائم خروج، سيستمهاي مخابرات اضطراري، تجهيزات اعلام حريق و پمپهاي آتش نشاني در يک نقطه غيرقابل دسترس موجود باشد.
    ژنراتورهاي اضطراري عموماً نيازمند دريچههاي پادري براي تهويه ديزل ژنراتور در حال کار ميباشند، به گونهاي که اين دريچههاي پادري در مقابل حمله آسبپذير باشد و يک سيستم خنک کن متحرک (فن) براي کاهش سايز دريچه پادري ميتواند استفاده شود.
    سيستم هاي ژنراتور اضافي قرار گرفته دور از همديگر قادر به تامين توان اضطراري از دو نقطه مختلف باشند.
    محل قرارگيري فيوزهاي توزيع توان اضطراري در حصار محکم يا در بتن محصور و شکل داده شده در مسيرهاي اضافي براي افزايش قابليت اطمينان سيستم توزيع مورد ملاحظه قرار گيرند. تابلوهاي توزيع اضطراري و سوئيچ هاي تغيير وضعيت اتوماتيک بايد در اتاقهايي مجزا از سيستم قدرت قرار گرفته باشند.
    روشنايي چراغهاي اضطراري و علائم خروجي در طول مسير خروجي بايد توسط باتري فراهم شده باشند تا روشنايي آني را درزمان قطع برق در طول مسير تامين نمايند.
    بعضي از سازههاي پناهگاهي نقش سرويس رساني عمومي دارند. مثل اتاقهاي عمل و نظاير آنها که در مواقع اضطراري نياز به برق اضطراري را دو چندان مينمايد، و تمهيدات لازم از قبيل استفاده از موتور ژنراتورهاي اضطراري را الزامي مينمايد.
    • ترانسفورماتورها

    ترانسفورماتورهاي اصلي قدرت بايد در صورت امکان در فضاهاي داخلي ساختمان و دور از مناطق دسترسي عموم قرار گرفته باشند. براي ساختمانهاي بزرگتر، چندين ترانسفورماتور، که بصورت غير متمرکز چيده شدهاند، قابليت اطمينان را زمانيکه يکي از ترانسفورماتورها در اثر انفجار آسيب ميبيند افزايش ميدهند.
    • مرکز کنترل حريق

    يک مرکز کنترل حريق براي نمايش هشداردهندهها و اجزاء حفظ جان، عملکرد سيستمهاي کنترل دود، ارتباط ساکنين و کنترل آتشسوزي و تخليه بايد فراهم شده باشد. فراهم نمودن مراکز کنترل حريق اضافي که بصورت مجزا از همديگر قرار گرفته و امکان عملکرد سيستم را از موقعيتهاي مختلف ميدهند بايد مورد ملاحظه قرار گيرد.
    مرکز کنترل حريق بايد در نزديکي نقطه دسترسي مامور آتشنشاني به ساختمان قرار گرفته باشدو اگر مرکز کنترل در مجاورت لابي باشد ميبايست آن را از لابي توسط يک راهرو يا سطح واسط جدا نماييد و براي مرکز کنترل حريق، سازه محکم فراهم نماييد.
    • آسانسورهاي اضطراري

    آسانسورها به عنوان وسيلهاي براي خروج از ساختمان در هنگام حادثه به منظور حفظ جان افراد مورد استفاده قرار نميگيرند. همانطور که آسانسورهاي معمولي از نفوذ دود در داخل شفت آسانسور مناسب نميباشد جان يک فرد بياطلاع يا بيتوجه در صورتيکه درب آسانسور به يک لابي پر از دود باز شود به مخاطره خواهد افتاد. ماموران آتش نشاني ممکن است آسانسور را براي انجام عمليات آتشنشاني و نجات انتخاب نمايند.
    وجود يک آسانسور با ملاحظات سازهاي خاص و ضد دود ميتواند به عمليات ماموران آتش نشاني و نجات اشخاص بعد از وقوع انفجار يا آتشسوزي کمک نمايد.
    آسانسور اختصاص يافته بايد از ژنراتور اضطراري از طريق سيم يا کابل در مجاري محکم و حفاظت شده، تغذيه گردد.
    شفت مربوط به آسانسور بايد به گونه اي درزگيري و فشار مثبت باشد که از نفوذ دود به قسمتهاي حفاظت شده جلوگيري نمايد.

    • آشکارسازي و اعلام دود و آتش

    ترکيبي از حسگرهاي دودي با اخطار سريع، سوئيچ هاي جريان مربوط به سيستم آبپاشها، شستيهاي فشاري دستي و آژيرهاي صوتي و نمايش تصويري، باعث عکسالعمل سريع نسبت به حادثه خواهد شد.
    با فعالسازي هر وسيله، ترتيبي از فرآيندهاي کنترل دود، مسيرهاي تردد و سيستمهاي مخابراتي بصورت اتوماتيک شروع خواهد شد که به ساکنين امکان رفتن به مناطق امن را ميدهد.

    • ملاحظات تاسيسات مکانيکي

    در هنگام بروز حادثه و انفجار در يک ساختمان مسکوني- اولين هدف تخليه ساختمان از افراد در مقابل تخريب و فروريختن ساختمان ميباشد.
    دومين هدف نجات مجروحشدگان از داخل گرد و غبار ساختمان ميباشد ، جهت نجات جان افراد ميبايد در طراحي ساختمان جهت فراهم نمودن روش تخليه، پيشبينيهاي لازم بعمل آورده شود. لذا در اين قسمت از گزارش به اين نکته توجه خاص دارد (بخصوص در رابطه با حملات شيميائي- بيولوژيکي و اشعهاي).
    تجهيزات مکانيکي و الکتريکي بايد در محلهايي نصب گردند که حتيالامکان از محلهاي حادثهزا دور باشند (مانند لابي- انبارها- اتاق پست- گاراژ و فضاهاي کوچک).
    احتمال نجات انسانها زماني که تجهيزات فوق از محل زندگي انسانها دور باشد، بيشتر ميشود، همچنين اگر تجهيزات اضطراري بکار افتاده در هنگام خطر، دورتر از محلهاي حادثه باشند بهتر است.
    همچنين بهتر است از نظر معماري در محلهائي که تجهيزات اضطراري نصب ميگردد (مخزن سوخت- موتورهاي برق اضطراري- رايزرهاي آبپاش- سيستم اعلام حريق و همچنين دودکشها) فضاهاي جداگانه با ديوارهاي محافظ استفاده گردد.
    از نظر عملياتي مهمتر است که کنترل ورودي هواي تازه- موتورخانه تجهيزات مکانيکي و الکتريکي و فضاهاي مخابراتي و همچنين پشتبامها توسط دوربينهاي مداربسته ورود افراد با کارتهاي مخصوص کنترل گردد.
    جهت حفاظت ساکنين يک محل از خطرات ناشي از عوامل طبيعي خطرزا و يا خرابکارانه در مقابل مواد ش.م.ه. موارد زير گزارش و توصيه گرديده است:
    • تخليه دود و کنترل آن پس از يک انفجار از اهم مسائل ميباشد . تجهيزات تخليه دود بايد در محلهائي نصب گردد که ريسک و خطر کمتري داشته باشد. ضمناً کنترل سيستم براي برقرساني و الکتروموتور پيشبيني گرديده و به برق اضطراري وصل گردد.
    • تا حد امکان از عبور لولههاي تأسيساتي در وجه داخلي ديوارهاي خارجي اجتناب گردد. در صورت غير قابل اجتناب بودن،لولهکشي و ادوات برقي و خطوط تاسيساتي بايد حداقل 15 سانت ("6) از ديوار خارجي در داخل يک ديوار جداگانه تعبيه گردند و از نصب آنها بصورت روکار در روي نما خودداري گردد.
    • از لوله کشي بر روي پشت بام پرهيز گردد.
    • اجتناب از لوله کشي بصورت آويز از سقف توصيه ميگردد.
    • در محلهاي درز انبساط ساختمان از لوپهاي انبساط و يا لرزهگير استفاده گردد.
    • استفاده از حداقل سوراخ منهولها، تونل، کانالهاي هوا، فيلترها در سازه استفاده گردد.
    • در مورد کانالهاي هوا در محلهاي اتصال به دستگاه و يا درز انبساط ساختمان از قطعه قابل انعطاف (مانند برزنت) استفاده گردد.
    • دريچههاي هواي تازه در ارتفاع زياد نسبت به سطح زمين نصب گردند، که قابل دسترس نباشند. بخصوص دريچههاي هواي تازه دستگاههاي تهويه مطبوع. درصورت استفاده اين دريچهها در ارتفاع و سطح پائين قابل دسترس بايد توسط توري و يا فنس و يا حسگرهاي حرکت و يا دوربين مداربسته تحت کنترل باشند.
    • عبور و تردد عموم به پشت بام در ساختمانها ميبايد مسدود گردد.
    • دور محل تجهيزات و دستگاههاي مکانيکي که در خارج از ساختمان مستقر هستند بايد فنس کشيده شود. همچنين راه يابي از پشت بامهاي همسايه توسط فنس مسدود گردد.
    • دسترسي به مدارک و اطلاعات تجهيزات ساختمان از قبيل تجهيزات مکانيکي- برقي- آسانسورها و آتشنشاني بايد فقط در اختيار افراد متخصص قابل اعتماد قرار گيرد.
    • محل يا اتاق پناهگاه در ساختمانهاي بزرگ بايد در مرکز ساختمان ايجاد گردد، که در اين صورت نفوذ هواي خارج به اين محلها، بايد خيلي کم در نظر گرفته شود. چنين محلي بدون وجود پنجره به خارج ميباشد، و داراي دربهاي ريلي بجاي لولائي باشد که از ورود حجم هواي زياد به داخل جلوگيري گردد.
    • سيستم تهويه مطبوع بايد در حالات اضطراري بطور اتوماتيک قطع و در صورت بروز آتشسوزي هواکشها نيز قطع گردد، البته قطع سيستم در کليه حالات اضطراري ممکن است صحيح نباشد، مثلاً کليه راه پلهها بهتر است داراي فشار مثبت باشد.
    • قطع شدن سريع سيستم تهويه مطبوع ممکن است ايجاد فشار منفي در ساختمان نموده و هواي خارج که ممکن است آلوده باشد بداخل ساختمان وارد گردد. بدين منظور از ميراگرهاي کم نشت استفاده ميگردد.
    • تمامي ساختمانها بايد داراي نقشه راهنما و افراد آموزش ديده در زمان اضطراري باشند.


    بطور کلي 5 عامل زير در هنگام بروز خطر و مواقع اضطراري براي نجات افراد در ساختمانها ضروريست:
    • تخليه افراد
    • پناهگاه در محل براي افراد
    • تجهيزات محافظت از افراد
    • تصفيه و فيلتر نمودن هوا و کنترل فشار
    • تخليه هوا و پاک سازي

    در هنگام بروز خطر يکي و يا کليه عوامل فوق ممکن است همزمان موردنياز باشد.
    • تخليه افراد از ساختمان در هنگام خطر هميشه بهترين راه حل نميباشد .
    • چون ممکن است خطر در بيرون بيش از داخل باشد، که بايد مورد توجه قرار گيرد.
    • تمامي درزهاي پنجره و ترک در ساختمان وغيره جهت جلوگيري از نفوذ هوا بداخل مسدود گردد.
    • لوازم و تجهيزات محافظت از افراد داراي طيف وسيعي ميباشد ، مانند دستگاههاي تنفسي رپراتور، هود محافظت، لباس محافظ، حسگرها، ضد عفونيکنندهها و غيره.
    • تنوع در لوازم فوق بسيار زياد است و تهيه کننده بايد با مراکز داراي صلاحيت جهت خريد اين لوازم تماس گرفته و اطلاعات لازم را بدست آورد.
    • لباس محافظ نميتواند در مقابل کليه خطرات احتمالي از نوع بيولوژيکي (زيستي)- شيميايي و غيره انسان را محافظت کند. لذا براي هرگونه خطر لباس مخصوصي بايد در نظر گرفته شود.
    • فيلترها بزرگترين نقش را در مقابل خطرات احتمالي از خارج ساختمان ايفاد ميکنند.
    • فيلترها به دو نوع فيلترهاي خارجي و داخلي تقسيم ميگردند. فيلترهاي خارجي هواي خارج را تميز نموده به داخل ساختمان هدايت ميکنند و معمولاً گرانتر از فيلترهاي داخلي ميباشند، که هواي داخل را به خارج هدايت مينمايند.
    • يک نوع فيلتر که اخيراً متداول گرديده، به فيلترهاي ويژه و يا فيلترهاي آيروسول معروفند، اساس اوليه ساخت فيلترهاي ويژه فقط جلوگيري از ذرات معلق در هوا نميباشد ، بلکه با پيچ و خم دادن هوا در لابلاي شاخه هاي فيبري به چهار صورت زير هوارا تا حد کمتر از 2 ميکرون فيلتر مينمايد.


    • توسط فشردگي داخلي
    • تقاطع و قطع کردن
    • پخش
    • جذب توسط الکترو استاتيک


    اين نوع فيلترها به صافي الکترونيکي نيز معروفند، و اخيراً در سيستم هاي تهويه مطبوع به کار ميروند.
    • نوع ديگر فيلتر معروف به فيلتر نوع بستهاي ميباشند که تا ذرات بيش از 3/0 ميکرون در هوا را صاف مينمايند (بيشتر در بيمارستانها کاربرد دارد)
    • نوع ديگر فيلتر جاذب ميباشد که جلوگيري از عبور گاز و بخار مينمايد.
    • از اشعه ماوراء بنفش جهت فيلتر نمودن هوا نيز استفاده ميگردد.


    • خطرات تشعشعي

    خطرات تشعشعي به سه قسمت عمده تقسيم ميگردند، آلفاء بتاو گاما که معمولاً از راديو اکتيو منتشر ميگردند.
    اشعه آلفا داراي ذراتي شامل 2 نوترون و دو پروتون مي باشند، و طول انتشار کمتري دارند. بيشترين حالت تبديل به يون را دارا ميباشد . آنها از ذرات هسته اي اتم انتشار و خيلي سريع حالت انرژي خود را تعويض مينمايند.
    ذرات اشعه آلفا بيشترين ضرر را براي قسمتهاي پوستي و تنفسي دارا ميباشد .
    • اشعه بتا داراي بار منفي بوده، و شعاع انتشار آن از ذرات آلفا بيشتر است. آنها در امتداد سطوح انتشار يافته و آتش زا ميباشند. اشعه بتا اگر به عنصري با غلظت زياد برخورد نمايند توليد اشعه ايکس نيز مينمايند و به نام اشعه برمسترلانگ ناميده ميشوند.
    • اشعه گاما از هسته اتم انتشار يافته و به بافتهاي زيستي صدمه ميزند.

    سه راه زير معمولاً از نظر خرابکاري در تشعشعات اتمي بکار گرفته ميشود انفجارهاي مرسوم- انتشار مواد راديواکتيو (بمب کثيف) و يا حمله به يک تشکيلات هستهاي.
    که در اين حالات فيلتراسيون نميتواند جلوگيري از نفوذ راديواکتيو در اين حوادث را بنمايد. ولي فيلترها قابليت استفاده براي جمعآوري ذراتي که در اثر انفجار ساتع شده است،را دارا ميباشند.
    حسگرهاي شيميائي نيز براي کنترل سلامت کارگران از بخارات مواد سمي استفاده ميگردند مهمترين آنها عبارتند از:
    • حس گرهاي طيفسنج جابجايي يون (IMS)
    • حس گرهاي موج آکوستيک سطح (SAW)
    • حس گرهاي مواد صنعتي سمي (TIM)


    • خطرات آتشسوزي

    براي ايجاد هرگونه آتش سوزي سه عامل اکسيژن- مواد قابل احتراق و منبع جرقه يا گرما لازم ميباشد، که مثلث حريق ناميده ميشوند.که با حذف يکي از سه عامل فوق حريق مهار ميگردد.
    • آتش سوزيها به کلاسه بنديهاي زير دسته بندي ميگردند:
    • آتشهاي نوع A که معمولاً در اثر سوختن موادي مثل کاغذ- چوب و هر مادهاي که از خود خاکستر بجا ميگذارد، که با آب خاموش ميکنند اتلاق ميگردد.
    • حريق هاي دسته B که در اثر سوختن مايعات قابل اشتعال مثل مشتقات نفتي بوجود ميآيد، بوسيله کف، پودر شيميايي خشک، گاز هالون و يا ساير گازهاي خنشي خاموش ميشوند.
    • آتشهاي دسته C که در اثر نقصان در تجهيزات الکتريکي بوجود ميآيد بوسيله مادهاي که رساناي جريان الکتريسته نباشد مثل، پودر خشک شيميايي گازهالون و يا گازهاي خنشي خاموش ميشوند، که باعث برق گرفتگي افراد نشود.
    • آتشهاي کلاس نوع D در اثر سوختن فلزات قابل اشتعال بوجود ميآيند، مانند آلومنيوم، تيتانيوم، زيرکونيوم و غيره که براي خاموش نمود آنها از شن و ماسه، پودر گرافيت و يا گازهاي خنشي استفاده ميگردد.

    در اينجا لازم به توضيح ميباشد که گاز هالون بعلت صدمه زدن به لايه ازون ممنوع گرديده است و از گاز خنشي ديگر مانند FM-200 استفاده ميگردد.
    • سيستم تخليه هوا

    دريچه هواي تازه ميبايست در بالاترين نقطه نصب گردد، که از دسترس عمومي دور باشد.
    سيستم تخليه بعضي از فضاها مانند اتاق پست- محل بارگيري و تخليه- لابي ها- محل آسانسورهاي باربر- جداگانه و با 100 درصد تخليه هوا در نظر گرفته شود. معمولاً سيستم تهويه مطبوع "HVAC" بصورت اتوماتيک کنترل ميگردند. که بسرعت جهت قطع، عکسالعمل نشان داده و با سيستم اعلام دود و حريق ارتباط دارد.
    در اينجا لازم به توضيح ميباشد همانطور که در بخش برق باطلاع رسيد بعضي از سازه هاي پناهگاهي نقش سرويس رساني عمومي دارند، مانند اتاق عمل و نظاير آنها.
    قطع آبرساني در مواقع اضطراري ممکن است دچار اشکال نمايد که در اين صورت بايد پيش بيني هاي لازم از قبيل مخزن ذخيره آب، و تخليه و دفع فاضلاب انجام گيرد.
    همچنين براي کانالهاي هوا رساني (تهويه) در محلهاي اتصال به دستگاه و درز انبساط ساختمان از بکار بردن برزنت جهت دريافت ارتعاشات استفاده گردد.
    • گازرساني
    • حداکثر طول شلنگ هاي رابط بايد 45/0 متر براي هر اينچ قطر لوله رابطه باشد.
    • در حمامها به هيچ عنوان دستگاههاي گاز سوز نصب نگردد.
    • از استفاده دودکش مشترک براي بيش از يک وسيله گاز سوز اجتناب گردد.
    • روي دودکشها در بام کلاهک بصورت H نصب گردد.

    کار رگلاتورها معمولاً بشرح زير ميباشد:
    • کاهش دهنده فشار 2- تنظيم فشار خروجي گاز 3- قطع گاز در هنگام افزايش فشار خارجي 4-قطع گاز در هنگامحداقل فشار گاز خروجي 5- قطع گاز درمصرف بيش از حد 6- تخليه گاز خروجي در هنگام افزايش فشار بيش از تنظيمي

    بدين منظور در هنگام اتفاقات لرزشي مانند زلزله توصيه ميگردد با نصب شيرهاي سايزميک روي خطوط اصلي گاز که قطع کنند جريان گاز مي باشد استفاده نمود.
    شيرهاي سايزميک در دو حالت قائم و افقي نصب ميگردند. اين نوع شيرها را معمولاً بلافاصله پس از کنتر قرار ميدهند. نمونهاي از اين شيرها را در اشکال زير آورده شده است.
    038.jpg 037.jpg
    شکل 11- نماهايي از شير سايزميك

  5. #15
    مدیریت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    6,101
    مورد پسند
    در 19 پست
    سیستم عامل
    CentOS

    سيستمهاي سرمايشي، گرمايشي و تهويه مركز داده

    سيستمهاي سرمايشي، گرمايشي و تهويه مركز داده

    • سيستمهاي سرمايشي

    مسئله تهويه هواي مرکز داده و خنک نگاهداشتن سرويسدهندهها بسيار با اهميت و حياتي است و هر گونه بيدقتي و اهمال در اين زمينه منجر به ايجاد مشکلات اساسي در مرکز داده خواهد شد. برق مصرفي در مدارات و تجهيزات مختلف الكتريكي و الكترونيكي مركز داده موجب گرم شدن فضاي مركز داده ميشود. عدم خروج به موقع هواي گرم موجب افزايش دماي محيط و عملكرد نامناسب تجهيزات مركز داده ميشود. با كنترل دما و رطوبت محيط در حد استاندارد، امكان بازدهي بهينه تجهيزات مركز داده فراهم ميشود. سيستمهاي تهويه مطبوع به نترل رطوبت از طريق خنك كردن دماي هوا در محدوده زير حد شبنم كمك ميكنند. رطوبت بيش از حد ممكن است به تدريج بر روي تجهيزات به صورت رطوبت قرار بگيرد و ايجاد مشكل كند. پايين بودن بيش از حد رطوبت نيز ميتواند منجر به تخليه باز الكتريسيته ساكن و آسيب ديدن دستگاهها شود. در شرايط هواي خشك، سيستمهاي كمكي ايجاد رطوبت اقدام به افزودن رطوبت هواي تهويه ميكنند تا رطوبت به آستانه استاندارد برسد.
    ذكر اين نكته ضروري است كه در صورتي كه مركز داده در زير زمين مستقر شود از فرصت خنكتر بودن محيط و هزينهپايينتر تجهيزات و برق مصرفي سيستمهاي خنك كننده بهرهمند است.
    سيستم تهويه مطبوع براي كنترل دما و رطوبت و تصفيه هواي جاري در مركز داده استفاده ميشود. "انجمن مهندسان آمريكائي گرمايش، سرمايش و تهويه مطبوع" در سال 2008 سندي را درباره الزامات دما و كيفيت هواي مكانهاي نگهداري تجهيزات فناوري اطلاعات ارائه كردند كه بر مبناي آن محدوده دماي 20 تا 25 درجه سانتيگراد و محدوده رطوبت 40 تا 55% با حداكثر درجه شبنم °C17به عنوان محدودههاي بهينه براي وضعيت يك مركز داده مشخص گرديده است.
    استاندارد TIA-942 استفاده از سيستمهاي کافي خنک کننده که در کف کاذب (کف بالا آمده) کار گذاشته ميشوند را براي ايجاد شرايط بهينه خنک کنندگي توصيه ميکند. علاوهبر آن اين استاندارد توصيه جدي دارد که رکها (قفسهها) به صورتي در کنار هم قرار بگيرند که توزيع حرارتي در ميان آنها وجود داشته باشد و رکهاي خنکتر و گرمتر به صورت يک در ميان چيده شوند و حتيالامکان از قرار دادن تجهيزات و سرويسدهندههايي که موجب گرم شدند زياد يک رک ميشوند، در کنار يکديگر و در يک رک خودداري کرده و آنها را در چند رک مجزا توزيع کرد.در کف کاذب مجموعههاي کابلهاي انتقال برق، کابلهاي داده و کانالهاي هواي سرد قرار دارند که به صورتي مجزا و دقيق تعبيه شدهاند. در بخش سقف نيز (در ادامه توضيحات کاملتري در مورد اين بخش ارائه خواهد شد) تجهيزات و امکانات مختلفي تعبيه شده است و يکي از اين امکانات کانالهاي تهويه مطبوع است که هواي گرم فضا و خارج شده از پشت رکها را به محيط بيرون منتقل ميکند.
    در چيدمان رکها را در رديفها به گونهاي انجام ميدهند که سمت خنک آنها روبروي يکديگر و سمت گرم آنها نيز روبروي يکديگر باشد، در بخش پايين و کف سمت خنک کانالهاي خروج هواي سرد قرار دارند و در بالاي بخش گرم نيز کانالهاي تهويه هواي گرم. اين نحوه چينش سبب ميشود تا هواي سرد خارج شده از کانالها از سمت جلوي رکها وارد شده و بر روي تمامي تجهيزات حرکت کرده و گرماي آنها را به خود جذب کند، در ادامه اين هواي گرم از پشت رکها خارج ميشود و توسط کانالهاي تهويه مکيده و خارج ميشود (شکل 2).

    039.jpg
    شکل 12- نماهايي از کف کذب و چگونگي عملکرد سيستم تهويه هواي مرکز داده
    به دليل اينکه تمامي تجهيزات گرماي توليدي خود را از بخش پشتي خارج نميکنند، ملاحظات زير نيز در طراحي سيستم خنک کننده مرکز داده بايد مورد توجه قرار گيرد:
    • افزايش ميزان جريان هواي تهويه با بستن تمامي مجاري نشتي هواي محيط و / يا افزايش ارتفاع کف کاذب و جريان هواي پايين با بالا
    • توزيع تجهيزات در کف مرکز داده و به خصوص در بخشهايي که کانالهاي خروج هواي سد قرار دارد.
    • استفاده از قفسههاي باز بجاي قفسههاي بسته، در صورتي که مسائل امنيت داخلي مرکز داده الزام خاصي در اين مورد ندارد، و يا استفاده ار قفسههاي داراي پوشش جلو و عقف شبکهاي و توري مانند
    • استفاده از کفپوشهاي منفذ دار (شبکهاي) با خروجيهاي بازتر


    • سيستمهاي گرمايشي




    • گرمايش از كف

    با افزايش روز افزون جمعيت و همچنين کاهش منابع انرژي، مصرف بهينه انرژي امري بديهي مي باشد. در اين راستا نقش سيستم هاي گرمايشي بهينه ساختمان ها و مجتمع هاي مسکوني در کنترل و بهينه سازي مصرف انرژي مهم و قابل تامل مي باشد. سيستم حرارتي گرمايش از کف که انتقال حرارت به صورت تشعشعي (تابشي) سهم زيادي در فرآيند گرمايشي آن دارد‏‏‎، در مقايسه با ساير سيستمهاي حرارتي نه تنها در صرفه جويي و بهينه سازي مصرف انرژي بلکه در مقوله رفاه و آسايش ساکنان ساختمان ها داراي نقاط قوت بسياري مي باشد. در سالهاي اخير ، سيستم گرمايشي از کف در کشورهاي اروپائي و آمريکا بسيار متداول شده است و دليل اين گسترش روزافزون بهينه بودن مصرف انرژي ، توزيع يکسان گرما در تمامي سطح و فضا و دوري از مشکلات موجود در ساير روش ها ، به عنوان مثال سياه شدن ديوارها ، گرفتگي و پوسيدگي لوله ها و… مي باشد. استفاده از روش گرمايش از کف جهت گرمايش محل سکونت از ديرباز به طرق مختلف انجام مي گرفته است. بطوريکه رومي ها زير کف را کانال کشي کرده و هواي گرم را از آن عبور مي دادند و کره اي ها دود حاصل از سوخت را قبل از اينکه از دودکش عبور کند از زير کف انتقال مي دادند. در سال ۱۹۴۰ نيز فردي بنام سام لويت براي اين منظور لوله هاي آب گرم را در زير کف قرار داد. درکشور ايران نيز درمناطق کوهستاني و سردسير ازجمله آذربايجان اين روش مورد استفاده قرار مي گرفته، که بيشترين مورد استفاده آن درحمام ها بود.
    سيستم حرارتي گرمايش از كف كه انتقال حرارت به صورت تشعشعي (تابشي) سهم زيادي در فرآيند گرمايشي آن دارد، درمقايسه با ساير سيستمهاي حرارتي نه تنها در صرفه جويي و بهينه سازي مصرف انرژي بلكه در مقوله رفاه و آسايش ساكنان ساختمان ها داراي نقاط قوت بسياري مي باشد. در سالهاي اخير، سيستم گرمايشي از كف در كشورهاي اروپائي و آمريكا بسيار متداول شده است و دليل اين گسترش روزافزون بهينه بودن مصرف انرژي، توزيع يكسان گرما در تمامي سطح و فضا و دوري از مشكلات موجود در ساير روش ها ، به عنوان مثال سياه شدن ديوارها، گرفتگي و پوسيدگي لوله ها و… مي باشد. استفاده از روش گرمايش از كف جهت گرمايش محل سكونت از ديرباز به طرق مختلف انجام مي گرفته است.

    بطوريكه رومي ها زير كف را كانال كشي كرده و هواي گرم را از آن عبور مي دادند و كره اي ها دود حاصل از سوخت را قبل از اينكه از دودكش عبور كند از زير كف انتقال مي دادند. در سال 1940 نيز فردي بنام سام لويت براي اين منظور لوله هاي آب گرم را در زير كف قرار داد. دركشور ايران نيز درمناطق كوهستاني و سردسير ازجمله آذربايجان اين روش مورد استفاده قرار مي گرفته، كه بيشترين مورد استفاده آن درحمام ها بود.

    به طور كلي سه نوع روش گرمايش از كف موجود است:
    • گرمايش با هواي گرم
    • گرمايش با جريان الكتريسيته
    • گرمايش با آب گرم



    به دليل اينكه هوا نمي تواند گرماي زيادي را درخود نگاه دارد روش هواي گرم در موارد مسكوني چندان به صرفه نيست و روش الكتريكي نيز فقط زماني مقرون به صرفه است كه قيمت انرژي الكتريكي كم باشد.درمقايسه با دو روش ذكر شده، سيستم گرمايش با آب گرم ( هيدروليك) مقرون به صرفه تر و خوشايندتر مي باشد.

    بدين خاطر سالهاي متوالي در سراسر دنيا مورد استفاده قرار گرفته است. روش گرمايش از كف به عنوان راحت ترين، سالم ترين وطبيعي ترين روش براي گرمايش شناخته شده است. همانطور كه افراد دريك روز سرد زمستاني توسط تشعشع خورشيد احساس گرما مي نمايند دراين روش نيز گرما را بوسيله انتقال حرارت تشعشعي(تابشي) از كف دريافت مي كنند و يقيناً احساس آسايش بيشتري خواهند نمود. در اين سيستم گرمايشي معمولاً دماي آب گرم موجود در لوله هاي كف خواب بين 30 تا60 درجه سانتي گراد مي باشد كه درمقايسه با ساير روشهاي موجود، كه دماي آب بين 54 تا 71 درجه سانتي گراد است، 20 تا40 درصد در مصرف انرژي صرفه جوئي مي شود. در ساختمان هائي كه داراي سقف بلند مي باشند استفاده از سيستم گرمايش از كف باعث كاهش مصرف انرژي و صرفه جوئي در مصرف سوخت مي شود، به اين خاطر كه در ساير روشها (مانند رادياتور و بخاري) هواي گرم در اثر كاهش چگالي سبك شده و به سمت سقف مي رود و اولين جائي را كه گرم مي كند سقف مي باشد (اين موضوع به طور واضح درسمت چپ شكل زير مشخص مي باشد). به علت بالا بودن دماي هوا در كنار سقف ميزان انتقال حرارت آن به سقف از هرجاي ديگر بيشتر است و اين عامل باعث اتلاف مقدار زيادي انرژي مي شود.


    در روش گرمايش از كف ابتدا قسمت پائين كه مورد نياز ساكنين است گرم مي شود وهوا با دماي كمتري به سقف مي رسد، كه اين يكي از مزاياي اصلي اين سيستم مي باشد. يكي ديگر از مزاياي استفاده از روش گرمايش از كف كه امروزه بسيار مورد توجه واقع مي شود آسايش و راحتي افراد مي باشد، به طوريكه آسايش و راحتي فرد در محل سكونتش بدون اينكه از هر بابت داراي محدوديت باشد فراهم مي شود. در نظر بگيريد كه بدن شما در يك اتاق بگونه اي گرم شود كه شما در هنگام استراحت هيچگونه هواي گرمي را استنشاق نكنيد وتنفس شما بسيار ملايم صورت گيرد، اين بهترين روش گرم كردن در يك آپارتمان و يا يك منطقه صنعتي است. همه اعضاي بدن شما بخصوص پا كه بيشترين فاصله را با قلب دارد هميشه گرم خواهد ماند و اين براي انسان بسيار مطلوب خواهد بود.
    در گرمايش بوسيله رادياتور يا بخاري دماي قسمت پائين اتاق سردتر از بالاي آن مي باشد كه اين حالت براي كودكان كه داراي اندام كوچكي هستند ناخوشايند است، بطوريكه افزايش البسه آنها براي جلوگيري ازبيماري، آزادي كودكانه آنها را محدود مي كند. سيستم گرمايش از كف برخلاف رادياتور كه هواي محل سكونت را به دليل گرماي بيش ازحد خشك مي كند،رطوبت را درحد متعادل نگه مي دارد. همانطور كه مي دانيد بيشتر افراد از كثيف شدن ديوارها و محيط زندگي در اثر استفاده ازمنابع گرمايي همچون بخاري و رادياتور احساس نارضايتي مي كنند. از آنجا كه درسيستم گرمايش از كف جريان هوا به آرامي از پايين به بالا مي باشد بنابراين ديوار ها پاكيزه مي مانند. همين امر در مورد افرادي كه داراي آلرژي (حساسيت) هستند بسيار مورد اهميت است زيرا كه محيط زندگي عاري ازهرگونه محرك خواهد شد. استفاده از اين سيستم در مكانهايي همچون آشپزخانه و حمام كه كف آنها معمولاً خيس و مرطوب است مناسب بوده و باعث خشك شدن كف مي شود. مسئله مهم ديگر اينكه در اين روش رطوبت زمين كه دربعضي ازمنازل منجر به بروز بيماريهاي مفصلي مي شود از بين رفته و باعث كاهش درد بيماران مبتلا به ناراحتي هايي از قبيل رماتيسم خواهد شد.
    همچنين از رطوبت ديوارها و كپك زدن آن كه شكل خوشايندي ندارد جلوگيري مي شود و ديگر اينكه در اين سيستم جايي براي رشد و تكثير حشرات موزي وجود ندارد. يكي ديگر از فوايد سيستم گرمايش از كف اين است كه ديگر فضاي منزل يا محل كار توسط دستگاههاي رادياتور و بخاري اشغال نمي شود و به همين منظور آزادي بيشتري در تغيير دكوراسيون محل زندگي خواهيد داشت. شايد به نظر آيد كه به هنگام نصب سيستم كف خواب ديگر نمي توانيد پوشش مورد علاقه تان را براي كف انتخاب كنيد! ولي اين طور نيست. مطمئن باشيد كه شما مي توانيد براي پوشش كف منزل خود از هر نوع مصالحي ازجمله سنگ، سراميك، كاشي پاركت چوب وفرش نيز استفاده كنيد بدون اينكه تأثيري درگرماي مطلوب محيط شما بگذارد. يكي ديگر از مزاياي استفاده از سيستم گرمايش از كف در روشهاي ذوب برف مي باشد بطوريكه از اين روش براي ذوب يخ يا برف موجود در پياده روها، لنگرگاههاي بارگيري، جاده ها، ورودي ساختمانها و بيمارستانها، باند فرود هواپيما و زمينهاي ورزشي از جمله زمين فوتبال وغيره كه دسترسي آسان و سريع به محل الزامي است مي توان استفاده كرد. بطوريكه اين روش علاوه بركاهش هزينه هاي برف روبي و نمك پاشي، در حفظ ساختار موارد گفته شده بسيار موثر خواهد بود.

    042.jpg
    نمايي از اجراي سيستم گرمايش از كف
    روميان با سوزاندن چوب و ايجاد گازهاي متشعل و عبور دادن اين گازها از کانالهاي هوايي موجود در کف ساختمان اقدام به گرم کردن کف منازل خود مي کردند . اين روش مدتهاي مديدي مورد استفاده قرار گرفته است.

    هم اکنون نيز همين سيستم گرمايشي مورد استفاده قرار مي گيرد با اين تفاوت که نحوه عمل مقداري تغيير کرده است و بجاي گاز داغ از آب گرم و بجاي کانالها از لوله هاي مخصوص استفاده مي کنند.
    امروزه با پيشرفت تکنولوژي هزينه نصب سيستم گرمايش کفي کاهش يافته است و با استفاده از لوله هاي PEX ديگر مشکلات مربوط به لوله هاي مسي وفلزي و پلي بوتيلن را نخواهيم داشت .

    لوله هاي پلي بوتيلن (PB) مدتها در اين روش مورد استفاده قرار مي گرفت اما بدليل وجود مشکلاتي مانند نشتي آب، کم کم جاي خود را به لوله هاي جديد تر دادند.

    امروزه لوله هاي پليمري جديدي که از جنس پلي اتيلن مشبک شده مي باشند مورد استفاده قرار مي گيرند. که مانند لوله هاي PB نصب آنها بسيار آسان خواهد بود اما بخاطر ساختار مشبک آن خواص بهتري از خود نشان مي دهند و مشکلات لوله هاي پلي بوتلين را ندارند .
    در ساختمان هائي که داراي سقف بلند مي باشند استفاده از سيستم گرمايش از کف باعث کاهش مصرف انرژي و صرفه جوئي در مصرف سوخت مي شود، به اين خاطر که در ساير روشها (مانند رادياتور و بخاري) هواي گرم در اثر کاهش چگالي سبک شده و به سمت سقف مي رود و اولين جائي را که گرم مي کند سقف مي باشد (اين موضوع به طور واضح درسمت چپ شکل زير مشخص مي باشد). به علت بالا بودن دماي هوا در کنار سقف ميزان انتقال حرارت آن به سقف از هرجاي ديگر بيشتر است و اين عامل باعث اتلاف مقدار زيادي انرژي مي شود. در روش گرمايش از کف ابتدا قسمت پائين که مورد نياز ساکنين است گرم مي شود و هوا با دماي کمتري به سقف مي رسد، که اين يکي از مزاياي اصلي اين سيستم مي باشد. يکي ديگر از مزاياي استفاده از روش گرمايش از کف که امروزه بسيار مورد توجه واقع مي شود آسايش و راحتي افراد مي باشد، به طوريکه آسايش و راحتي فرد در محل سکونتش بدون اينکه از هر بابت داراي محدوديت باشد فراهم مي شود. در نظر بگيريد که بدن شما در يک اتاق بگونه اي گرم شود که شما در هنگام استراحت هيچگونه هواي گرمي را استنشاق نکنيد وتنفس شما بسيار ملايم صورت گيرد، اين بهترين روش گرم کردن در يک آپارتمان و يا يک منطقه صنعتي است. همه اعضاي بدن شما بخصوص پا که بيشترين فاصله را با قلب دارد هميشه گرم خواهد ماند و اين براي انسان بسيار مطلوب خواهد بود


    يکي ديگر از مزاياي استفاده از سيستم گرمايش از کف در روشهاي ذوب برف مي باشد بطوريکه از اين روش براي ذوب يخ يا برف موجود در پياده روها، لنگرگاههاي بارگيري، جاده ها، ورودي ساختمانها و بيمارستانها، باند فرود هواپيما و زمينهاي ورزشي از جمله زمين فوتبال وغيره که دسترسي آسان و سريع به محل الزامي است مي توان استفاده کرد. بطوريکه اين روش علاوه برکاهش هزينه هاي برف روبي و نمک پاشي، در حفظ ساختار موارد گفته شده بسيار موثر خواهد بود.
    044.jpg
    آشنايي با سيستمهاي گرمايش از کف
    فوايد استفاده از سيستم گرمايش کفي

    1. اسايش و آرامش در بالاترين حد ممکن : درجه حرارت ثابت و دائمي درکليه طول زمستان در نزديکي کف ساختمان و در محلي که شما قرار داريد وجود خواهد داشت . اين حالت بسيار دلپذيري است که محيط اطراف پا گرم بوده و هواي مورد تنفس گرماي زيادي نداشته باشد. پروفيل دمايي سيستم گرمايش کفي به پروفيل ايده آل بسيار نزديک است، گرما به آرامي از کف به سمت سقف منتشر مي شود، پاي گرم و سر خنک، به سلامت کمک مي کند.
    2. ثابت بودن حرارت : بعلت جرم بسيار پوشش کف ساختمان در صورت هر گونه قطع برق و يا عوامل ديگر که باعث توقف حرارت دهي مرکزي باشد ، مدت زمان سرد شدن آپارتمان بسيار طولاني تر از ساير روشها مي باشد . در اين سيستم ابتدا مدت زماني طول مي کشد تا کف زمين به درجه حرارت مطلوب برسد ، ولي پس از گرم شدن اين حرارت به صورت باثبات تري در طول مدت زمستان مورد استفاده قرار خواهد گرفت .
    3. سبکي وزن ساختمان ، افزايش ارتفاع اتاقها : بعلت استفاده از يکنوع لوله با سايز پائين و همچنين حذف عبور لوله هاي تاسيساتي از روي يکديگر ( که عموما باعث بالا آمدن کف واحدها و پر کردن کف در زمان ساخت مي شود ) ضخامت پوشش به مقدار زيادي کاهش مي يابد. اين امر ضمن کم کردن وزن ساختمان ( و در نتيجه استقامت بيشتر آن ) موجب افزايش ارتفاع سقف واحدها نيز مي گردد.
    4. صرفه جويي در مصرف سوخت : بعلت تماس مستقيم افراد با منبع گرمايش درجه حرارت اتاق در درجات پائين تري تنظيم مي گردد. اين امر موجب صرفه جويي ۲۵ الي ۴۰ درصد در مصرف سوخت خواهد شد .
    5. آزادي عمل در دکوراسيون داخل منزل : بعلت قرار گرفتن اين سيستم در داخل کف زمين اثاثيه را ميتوان در هر گوشه از ساختمان قرار داد . اين امر بخصوص در واحدهاي کوچکتر و اتاق خوابهاي بافضاي محدود ، ملموس تر خواهد بود .
    6. هواي پاکيزه تر و خشک نشدن هوا : در سيستم رادياتوري ، عموما هواي اتاق خشک مي شود . در بسياري از موارد با قرار دادن کتري آب به روي رادياتور سعي در افزايش رطوبت اتاق مي شود . اين مشکل در سيستم گرمايش کفي نمودي نخواهد داشت .
    7. تميزي ديوارها و اثاثيه منزل : بعلت سيکل گردش هواي داغ در زمان استفاده از رادياتور عموما ديوارهاي بالاي رادياتور بمرور زمان سياه شده و دوده را بخود جذب مي نمايد . در سيستم گرمايش کفي ويرسبو اين مشکل برطرف شده و ديوارها وساير لوازم در طول زمان سياه نخواهد شد .
    8. افزايش ارزش منزل : استفاده از سيستم گرمايش کفي ويرسبو موجب افزايش ارزش منازل مي شود اگر چه نصب اين سيستم از لحاظ هزينه تفاوت چنداني باسيستم حرارت بتوسط رادياتورهاي مرغوب ندارد ، ارزش افزوده آن براي ساختمان بسيار بيشتر خواهد بود .
    9. استفاده از منابع حرارتي مختلف : سيستم گرمايش کفي ويرسبو مي تواند از منابع مختلفي براي تامين گرمايش استفاده کند . موتور خانه ، پکيچ و حتي حرارت خورشيدي مي توانند در اين سيستم مورد استفاده قرار گيرند .
    10. خشک تر باقي ماندن زمينهاي مرطوب و يا خيس : در صورت نصب سيستم گرمايش کفي ويرسبو در محلهاي مانند آشپزخانه ، سرويسهاي بهداشتي و زير زمين ، در صورت خيس شدن کف اين محلها بعلت شستشو بسرعت خشک خواهد شد .


    روشهاي کنترل دما در سيستم گرمايش کفي

    • سیستم کنترل دماي بصورت دست
    • سيستم کنترل دماي اتوماتيک بصورت مکانيک
    • سیستم کنترل دماي اتوماتيک بصورت برقي




    • سيستم کنترل دماي بصورت دست

    در اين سيستم با استفاده از شيرآلات قطع و وصل متصل شده به خروجي هاي هر کلکتور،در جعبه مربوطه، امکان کنترل منطقه هاي حرارتي به صورت دستي امکان پذير مي گردد.از مزاياي اين سيستم، اقتصادي بودن و ساده بودن سيستم کنترلي، ميتوان اشاره نمود.


    • سيستم کنترل دماي اتوماتيک بصورت مکانيک

    در اين سيستم با استفاده از نصب شيرآلات گرمايش کفي در داخل ديوار هر فضايگرمايشي، از طريق تنظيم ترموستات حرارتي نصب شده بر روي شير گرمايش کفي داخل ديوار، دماي محيط مريوطه به صورت مکانيکي و اتوماتيک کنترل مي گردد.در اين روش داخل جعبه شير گرمايشي، شير تخليه هوا نيز پيش بيني شده است.


    • سيستم کنترل دماي اتوماتيک بصورت برقي

    در اين سيستم شيرهاي برقي که به حس گرهاي الکتريکي در هرمحيط به طورجداگانه وصل شده اند، فرمان قطع و وصل هرمدار حرارتي را دريافت نموده و عمليات تنظيم خودکار هر محيط را انجام مي دهند.امکان ديگري همانند، دبي سنج و يا دماسنج نصب شده بر روي هر خروجي وورودي کلکتور امکان کنترل هاي مختلف و متنوعي را براي کاربر ممکن مي سازد.سيستم اتوماتيک برقي پايپکس کاملترين روش کنترلي دمائي فضاي گرمايش کفي مي باشد.

    انواع منبع تامين کننده حرارتي ممکن جهت سيستم گرمايشي از کف

    سيستمهاي گرمايش از کف همانند سيستم رادياتور قابليت اتصال به انواع منابع تامين کننده حرارتي را دارا ميباشند. ولي با توجه به راندمان بالاي گرمايش کفي دماي مورد نياز به بيشتر از ۵۰ درجه نميرسد. از طرف ديگر دماي مورد نياز سيستم آبرساني حد اقل ۶۰ درجه مي باشد. در نتيجه در ساختماني که از گرمايش کفي استفاده مي کند نياز به دو مدار با درجه حرارت متفاوت ضروري است که به روشهاي ذيل ممکن مي باشد:

    • استفاده از پکيج
    • استفاده از موتورخانه با ۲ ديگ کوچک
    • استفاده از موتورخانه با يک ديگ و مبدل حرارتي
    • استفاده از موتورخانه با يک ديگ و الکترو والو با مدار باي پاس


    مدل سازي اتلاف گرماي سيستم گرمايش کف با استفاده از يک مدل دو بعدي متصل به زمين
    گزارش حاضر، يک مدل شبيه سازي دو بعدي از اتلاف گرما و حرارت را توسط يک ورقه روي پايه، براي سيستم حرارتي کفي، معرفي مي کند. وظيفه اين سيستم مدل سازي تأثير آرايش و شکل کف پي ساختمان در کارايي سيستم گرمايش است. اين مدل مي تواند براي طراحي خانه هاي داراي پتانسيل مناسب براي سيستم حرارتي کف با توجه به اتلاف گرما از طريق شکل و ترکيب کف و پي ساختمان، استفاده شود.

    بررسي ها نشان مي دهد که براي يافتن ميزان دقيق اتلاف گرما به زمين، مدل متحرک سيستم کف مهم است اما مهمتر از آن، تأثير بسزايي است که پي ساختمان در اتلاف انرژي ساختمان ها که توسط سيستم حرارت کفي گرم مي شوند، دارد. نتيجه اين مدل سازي مي تواند در طراحي خانه هايي با سيستم حرارتي کفي لحاظ گردد.


    • مدل شبيه سازي انرژي ساختمان


    مدل سازي اتلاف گرماي سيستم گرمايش کف مي تواند در يک مدل شبيه سازي شرايط حرارتي يک اتاق با گرمايش کف استفاده شود. بدين منظور مدل انتقال گرما را با خصوصيات مواد ثابت و پايدار مد نظر مي گيرند. ديوارها، سقف، کف و پنجره ها با استفاده از يک متر حجمي کنترل محدود با يک طرح تهويه مجازي، مدل سازي مي شوند. در اين مدل، سيستم تهويه يک سيستم متعادل ساده است که داراي بازيافت گرما مي باشد. اطلاعات آب و هواي ساعت به ساعت (اندازه گيري شده يا از يک طرح منبع سالانه) نيز به عنوان ورودي استفاده مي شود.

    بدين ترتيب، مدل در يک برنامه شبيه سازي با مدل هايي براي ديوارها،( شامل توضيح داخلي تشعشعات خورشيدي)، سقف، کف، تهويه، اتاق و اطلاعات آب و هوا با نام FHSim براي شبيه سازي گرمکن کف، بکار گرفته مي شود. با استفاده از اين برنامه، گرمکن کف، مي تواند جزئيات به مصرف انرژي و اتلاف گرما به زمين را مشخص سازد.

    پيش بيني دقيق جريان گرما و حرارت نشان دهندۀ اين مطلب است که ساختمان هاي بزرگ مي توانند به خوبي بعنوان مدل قرار داده شوند که اين کار بر پايه ويژگي بعد آنها استوار مي باشد. علاوه بر اين بهتر است که شبيه سازي ديناميکي حرارت در لوله هاي گرمکن کف براي محاسبۀ دقيق اتلاف گرما به زمين، در صورتيکه هم ميانگين دقيق و هم ماکزيمم جريان گرما نياز باشد، استفاده گردد. معمولاً مقدار متوسط حرارت کف گرم شده نياز است.

    اما تخمين اين مقدار دشوار مي باشد زيرا اين مقدار به ليست طويلي از فاکتورها وابسته است که شامل ميزان مصرف انرژي خانه و مقاومت حرارتي بين سيستم گرمايي کف واتاق مي باشد که حتي اشتباهات کوچک در اين تخمين باعث ايجاد تفاوت هاي بزرگ در اتلاف گرماي پيش بيني شده به زمين مي گردد. مدل استفاده شده در اين مقاله مي تواند براي مدل سازي تأثير پي و ساختمان کف در مصرف انرژي و اتلاف گرما به زمين توسط اتصال مدل کف به يک اتاق سنجيده و استفاده شود. با استفاده از اين مدل جامع، شبيه سازي ديناميکي اتاق و سيستم گرمايي کف قابل اجرا مي باشد. در اين مدل تأثير عايق در ساختمان کف و پي در مصرف انرژي خانه مهم نشان داده شده است. اما اِشکال مدل اين است که کند بوده و به تعداد داده هاي زيادي نيازمند است. در هر حال اين مدل مي تواند به عنوان گامي به طرف اجراي سيستم هاي گرمکن کف قلمداد گردد.
    • تهويه

    تجهيزات هوارساني و تهويه در پناهگاه به طور هم زمان عمل تامين هواي تنفسي (اکسيژن) و دفع هواي مصرف شده را انجام مي دهند (همراه CO2).
    به علاوه اين دستگاهها بايد در مواقع اقامت طولاني در پناهگاه، درجههاي حرارت و رطوبت را تا حد قابل تحمل حفظ نمايند. تجهيزات هوارساني بايد در مقابل آثار سلاحها از قبيل فشار، ضربات هوا، لرزش، آوار و ترکش محافظت شوند.
    ضمناً گازهاي سمي و شيميايي و غبار نبايد به داخل پناهگاه نفوذ نمايند (فيلتر گازي- فيلتر اوليه ) تجهيزات تهويه فشار بالايي را در پناهگاه ايجاد مينمايند و در مرحله فيلتر، فشار به حداقل pa 50 خواهد رسيد. اين اضافه فشار در داخل باعث ميشود که گاز، بخار و دود از منافذ و درزها به داخل پناهگاه نفوذ ننمايد. (ترکهاي دربها، دريچههاي کاملاً بسته شده) در تجهيزات تامين هواي تازه، فشار اضافي در حد pa250 محدود ميشود تا تغيير فشار حاصل از باز کردن درب ورودي به حد قابل تحمل برسد. گرم کردن مصنوعي هوا ضروري نيست و کافي است که درجه حرارت داخل پناهگاه را در حد مطلوبي نگهدارد.
    براي گرم نمودن سريع فضاي پناهگاه ميتوان مقدار هواي تازه وارد را به نصف تقليل داد.
    • دستگاه تهويه

    براي استفاده معمولي (دوران صلح) پناهگاه بايد تهويه شود، که نيازهاي آن بستگي به نحوه استفاده از آنها در زمان صلح دارد. قاعدتاً باز گذاشتن درب و دريچه زرهي تهويه کافي را به همراه خواهد داشت.
    • براي جلوگيري و با تشخيص صدمات ناشي از خرابي دستگاههاي تهويه، راه اندازي متناوب آنها لازم است.
    • به منظور توليد هواي تازه به استثناي وجود موارد خطر به واسطه استفاده از سلاحهاي شيميايي، هوا بايد تهويه شود.
    • حداقل مقدار هواي تازهاي که توسط تجهيزات استاندارد تهويه در نظر گرفته شده است 6 متر مکعب در هر ساعت براي هر نفر مي باشد.
    • هواي تازه در صورت فعاليت دستگاه تهويه براي توليد هواي تازه بايد از طريق فيلتر اوليه عبور داده شود. اين فيلتر گرد و غبار حاصله از تخريب ساختمانها (و يا ذرات کوچک بارش هستهاي) را تصفيه مينمايد.


    • کاربرد فيلتر

    هنگام بروز خطر ناشي از سلاحهاي شيميايي، هواي بيرون پس از عبور از فيلتر اوليه بايد از فيلتر گازي عبور نمايد.
    • در حالت مقاومت اضافي فيلتر گازي در مقابل عبور هوا، جريان هوا يا يا فيلتر به مقدار نصف يعني 3 متر مکعب معادل 1/2 در هر ساعت تقليل مي يابد. اين مقدار هواي تقليل يافته شامل اکسيژن کافي بوده و درصد CO2 موجود در پناهگاه را پايين نگه مي دارد.
    • در اين جريان درجه حرارت و رطوبت هم در حداقل قابل تحمل باقي ميماند.


    • قطع دستگاههاي تهويه

    فيلترها و تجهيزات تهويه در مقابل گازهاي ناشي از آتش سوزي مانند CO2,CO محافظ نيستند. از نظر فني و ايمني، تامين هوا از خارج محدوده آوار اهميت به سزايي دارد. ولي ممکن است شرايطي به وجود آيد که دستگاههاي هوارساني وتهويه قطع و خاموش شوند. در خلال خاموشي غلظت گاز CO2 نبايد از 5/2 درصد بيشتر شود. توضيح اينکه در مدت سه ساعت مقدار 5/2 متر مکعب هوا براي هر نفر کافي خواهد بود. غلظت CO2 پس از 5 ساعت به حد خطرناک خود يعني 45 درصد حجمي ميرسد.
    • راه اندازي دستگاههاي تهويه با وسايل دستي بدون برق

    دستگاههاي تهويه معمولاً با استفاده از برق کار ميکنند که در اثر قطع برق بايد تمهيداتي در نظر گرفت تا بتوانند به کار خود ادامه دهند. کار دستگاههاي تهويه به استثناي عمل فيلترها لازم نيست به طور مستمر انجام گيرد.
    • اجزا و قطعات دستگاههاي تهويه

    دستگاههاي تهويه مورد نياز در پناهگاههاي مورد بحث 40VA و 75VA و 150VA ناميده مي شوند. در اينجا اعداد به معني مقدار هواي لازم پس از استفاده از فيلتر ميباشد.
    (ساعت m3/h) در شکل 21-7-4 اجزا و قطعات دستگاههاي تهويه نشان داده شده است.نمونه اندازههاي دقيق و کامل در فضاي مورد نياز و محل و نحوه قرارگيري اجزا و قطعات را با توجه به وضعيت دريچه زرهي ميتوان از شکل 21-7-5 برداشت نمود.
    047.jpg
    شکل 13- اجزا و قطعات دستگاه تهويه

    • شير اطمينان / فيلتر اوليه

    اين دو جزء در واقع يک بخش واحد را تشکيل ميدهند. شير اطمينان يک وسيله بازدارنده و مسدودکننده است که در حالات عادي هميشه باز ميماند.
    به هنگام ايجاد فشار هوا، در عرض چند هزارم ثانيه خود به خود بسته ميشود و بدين ترتيب تجهيزات دستگاه تهويه را از ايجاد فشار بيش از حد هوا حفظ مينمايد. فيلتر اوليه از اليافي است که ورود گرد و غبار جلوگيري کرده و در زمان فعاليت فيلتري گازي به آن کمک ميکند.
    • دستگاه تهويه

    دستگاه تهويه متشکل از يک لوله هدايت هوا، شير سريع الانسداد، يک دستگاه اندازهگيري حجم هوا و همچنين يک هواکش با موتور برقي براي تهويه هواي تازه و تصفيه شده دستي ميباشد. در لوله تهويه لوله هاي خرطومي با قطعات اتصالي براي تعويض هواي تازه به هواي فيلتر شده به کار مي رود.
    دستگاه تهويه با يک روشنايي اضطراري براي ايجاد حداقل روشنايي براي کار اندازي تهويه کافي است.
    • فيلتر گازي

    فيلتر گازي از مواد معلق فيلتر ذغالي فعال تشکيل شده است. اين مواد بارشهاي هستهاي و گازهاي شيمايي را نگه داشته و تصفيه مينمايند.


    • سوپاپ فشار اضافي/ شير اطمينان انفجار

    اين دو جزء يک قطعه واحد را تشکيل ميدهند و چنانچه هوارساني قطع گردد، باعث بسته شدن خروجيهاي هوا و همچنين شير اطمينان به طور خودکار ميگردند.
    • موقعيت اجزا

    قطعات و اجزاء دستگاه تهويه به ترتيب زير کنار يکديگر قرار گرفته اند:
    لوله هواگيري معمولاً در بدنه باز شوي راهرو فرار و يا خروجيهاي اضطراري قرار داده ميشود. به هر راه فرار حداکثر سه لوله هواگيري و در خروجيهاي اضطراري حداکثر دو لوله هواگيري وصل ميشوند.
    بايد به اين نکته توجه داشت که از طريق اين لولهها هواي مصرفي پناهگاه، مخازن و يا فاضلاب مکيده شود.
    دستگاههاي تهويه مستقماً در همان فضا و در نزديکي دريچه زرهي نصب ميشوند و به اين ترتيب انشعاب لازم نميباشد. در زمان نصب و تغيير دستگاههاي تهويه بايد حداقل مکان لازم براي دستگاهها طبق شکل 21-5-5 در نظر گرفته ميشود. دستگاههاي تهويه، فيلتر گازي و فيلتر اوليه تا حد امکان در قسمت مياني زير زمين تعبيه ميشوند.
    در صورتي که امکان تعبيه دستگاه تهويه در داخل يکي از فضاهاي پناهگاه نبود بايد آن را به نزديکي لوله هواگيري وصل نمود. براي هوارساني بايد از لولههاي انشعابي استفاده کرد. اين لوله را بايد در امتداد ديوار و در زير سقف کشيد. هواي مصرف شده داخل پناهگاه را بايد از طريق ديوار باز و يا از طريق حفرهاي به ابعاد 05/0 متر مربع، از جنب درب خارج هدايت کرد (هم زمان نظافت و تهويه سرويسهاي بهداشتي نيز بايد انجام پذيرد).
    شير اطمينان انفجاري- فيلتر اوليه همچنين قطعه واحد شير ايمني انفجاري/ سوپاپ فشاري را بايد در ارتفاع 85/1 متر (ابعاد محوري) از سطح زمين نصب کرد. سوپاپ اطمينان اضافي در محفظه هوابند با توجه به قلاب نمودن درب زرهي، طبق شکل 21-7-6 داده شود. اين هواکشها مجازند که در ديوارهاي جانبي اجرا شوند و يکي از آنها به منظور تماس نزديک با درون پناهگاه منظور گردد.
    048.jpg
    شکل 14- محل و نظام قرارگيري سوپاپ فشار اضافي و انفجار در ديوار محفظه هوابند

  6. #16
    مدیریت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    6,101
    مورد پسند
    در 19 پست
    سیستم عامل
    CentOS

    تأسيسات آب و فاضلاب

    تأسيسات آب و فاضلاب
    استفاده از تاسيسات فاضلاب و شبکه آبرساني و احداث مخزن بتني در پناهگاه مجاز نيست و تا حد زيادي ميتوان از تاسيسات زير بنايي (ساختمانهاي مسکوني و تجاري) که در نزديکي پناهگاه وجود دارد،بعنوان تاسيسات پناهگاه استفاده نمود.
    بايد به ساده ترين تجهيزات مانند دستشويي و سرويس بهداشتي اکتفا کرد. در صورتي که لوله کشي آب و فاضلاب در پناهگاه انجام شده باشد، بايد ضوابط ذيل در مورد مصالح، محل نصب و تثبيت آنها رعايت شود.
    • لوله هاي آب

    لولههاي تحت فشار (آب سرد و گرم) بايد به صورت روکار به روشهاي متداول لولهکشي يعني گيره و تسمههاي مخصوص محکم شوند.
    صفحه زيرگذار بايد با رول پلاکهاي استاندارد (رول پلاک با تحمل بار ≤ KN 8/2 براي هر گيره لوله) با رعايت فاصله استاندارد بين محور رول پلاکها نصب شود.

    • فاضلاب

    چنانچه در پناهگاه داکت وجود داشته باشد، بايد آن را با درپوشي که با پيچ محکم ميشود پوشاند، به طوري که آب وارده نتواند از آنها عبور نمايد.
    استفاده از دريچههاي قابل انسداد يک طرفه با دريچههاي مسدودکننده دستي به علل فني و ايمني جايز نيست.
    در صورت تهويه احتمالي لولههاي فاضلاب نيازي به تعبيه سوپاپ ضد انفجاري نيست. سيفونهاي سرويس بهداشتي و کفشوها بايد قادر به تحمل فشاري معادل Pa300 باشند.
    • دستگاهها و لولهکشيهاي بي ارتباط با پناهگاه

    در صورتي که هيچ گونه راه حل ديگري براي عبور لوله هاي تحت فشار آب (سرد و گرم) و لولههاي فاضلاب وجود نداشته باشد، ميتوان از داخل پناهگاه عبور داد.
    لوله کشي گاز و بقيه مواد خطرناک، مجاز نيست.
    در ضمن بايد لولههاي مصرفي فولادي بوده، با گچ کاري نصب شوند و با پيچ و بست به ديوار (طبق بخش 21-7-3-2 محکم گردند). تمام لولههاي تحت فشار بايد در محل تقسيم داراي يک شير فلکه دستي در جهت جريان آب به داخل پناهگاه باشند.
    لولههاي عمودي فاضلاب بايد در داخل ديوار بتن ريزي شده و در حد امکان در داخل ديوارهاي جدا کننده قرار داده شوند. چنانچه اين لوله ها در ديوارهاي خارجي پناهگاه قرار گيرند، بايد اين ديوارها را با توجه به ضخامت قطر لوله تقويت کرد.
    در صورت استفاده از لوله هاي چدني و يا فولادي (فشار اسمي حداقل 6 بار) ميتوان از کار گذاشتن آنها در بتنريزي لولهها صرف نظر نمود.
    لولههاي فاضلاب و سرويسهاي بهداشتي روي پناهگاه را با در نظر گرفتن محدوديتهاي زير ميتوان از داخل سقف پناهگاه عبور داد:
    • قطر خارجي لوله ها با عايقکاري آن نبايد از 1/3 قطر سقف ضخيمتر باشد. چنانچه لولههاي فاضلاب سقف پناهگاه نياز به تقويت داشته باشد، بايد ضخامت اضافي براي سقف اجرا شود.
    • لولههاي فاضلاب را بايد بين آرماتورهاي فوقاني و تحتاني سقف قرارداد و پوشش بتن در بالا و پايين آن بايد حداقل 05/0 متر باشد.
    • نصب لولهها به صورت موازي با تکيه گاه و تا فاصله 5/1 متري آن، در نزديکي کارهاي دال سقف مجاز نيست، بلکه بايد لولهها با زاويه حداقل 30 درجه نصب شوند (با شکل 21-7-10 مقايسه شود)
    • بين لولههايي که در مجاورت يکديگر قرار دارند، بايد فاصلهاي به اندازه حداقل 3/0 متر در نظر گرفته شود.

    049.jpg
    شکل 21-7-10- موقعيت و نحوه قرارگيري لولههاي فاضلاب در سقف پناهگاه

  7. #17
    مدیریت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    6,101
    مورد پسند
    در 19 پست
    سیستم عامل
    CentOS

    بررسي ، مقايسه و تعيين انواع تجهيزات مورد نياز ايمني فيزيكي

    بررسي ، مقايسه و تعيين انواع تجهيزات مورد نياز ايمني فيزيكي

    • مقدمه

    يكي از ملاحظات مهمي كه در مراكز داده مد نظر قرار مي گيرد، مقوله امنيت مي باشد وامنيت در اين مراكزداراي ساختارشكل زير بوده و از ابعاد مختلف مورد پايش قرار مي گيرد كه عبارتند از :
    • امنيت فيزيكي

    شامل كليه تمهيدات و اقدامات لازم براي مقابله با حوادث طبيعي مانند زمين لرزه ، سيل و حوادث ناشي از اقدامات عمدي خرابكارانه مانند بمب گذاري ، از كارانداختن شبكه برق ، حريق و...
    • امنيت الكترونيكي

    شامل كليه اقدامات لازم براي مواجهه و مقابله با كليه حوادث الكترونيكي شبكه اي ناشي از حمله ويروس ها ، نفوذ هكرها ، برنامه هاي اخطار دار ، رخنه توليد كننده گان نرم افزار و سخت افزارهاي مورد استفاده در مراكز ديتا و اتخاذ سياست هاي امنيتي مناسب واستفاده از استاندارهاي امنيتي الكترونيكي در مراكز داده ، آموزش هاي امنيتي به كاركنان و كاربران، استفاده از نرم افزار ها, سيستم عامل متن باز وفايروالهاو ...
    مشخص نمودن حوزه مسوليت و ميزان دسترسي افراد و مراقبت ، ارزيابي دوره اي و .... براي تحقق امنيت
    ايجاد اعتماد در كاربران و مشتريان و ونگرش امن در آنها نسبت به مركز داده
    • ساختار امنيت مراكز داده

    با توجه به بحث امنيت در حفظ و نگهداري هر سيستمي و با توجه به حساسيت بسيار زياد مراکز داده که قلب تپنده و شاهرگ اساسي هر سازمان و نهادي است, حساس بودن به اين مقوله از سوي دست اندرکاران امر از بديهيات مي نمايد.
    همانگونه که در ابتداي اين نوشتار بيان گرديد امنيت در مراکز داده از دو بعد مورد بررسي و پايش قرار مي گيرد: امنيت فيزيکي و امنيت الکترونيکي
    در اين قسمت از گزارش ما بعد امنيت فيزيکي را مورد بررسي و کاوش قرار مي دهيم و عمده تمرکز ما در راين گزارش روي سيستم هاي ايمني اعلام و اطفاء حريق مي باشد.
    در پست های بعدی به منظور آشنايي با مفاهيم و مباني آتش به ارائه اين مباني مي پردازيم

  8. #18
    مدیریت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    6,101
    مورد پسند
    در 19 پست
    سیستم عامل
    CentOS

    مباني آتش

    مباني آتش

    • سوختن ( احتراق ) Combustion

    عبارت است از ترکيب يک ماده قابل سوخت با اکسيژن كه در نتيجه آن مقداري از مولکولها به مولکولهاي ديگر و اتمهاي سازنده خود تبديل ميگردند و درحقيقت احتراق يک واکنش اکسيداسيون حرارت زا ميباشد.
    • آتش ( شعله )Flame

    يک واکنش شيميايي بين ماده سوختني و اکسيژن است که براي انجام سريع آن به مقدار معيني حرارت نياز ميباشد . مـاهيت واقعـي انتشار شعله کاملاً درک نشده است. شعله ها ساختارهاي متغير و گوناگوني دارند که به نوع گاز يا بخاري که مي سوزد بستگي دارد. مناطق مختلف شعله، غالباً به وسيله نوعي از واکنشها، که در هر منطقه ادامه دارد، مشخص مي شوند. اغلب شعله ها نيازمند اکسيژن هستند.
    • شعله وري : حالتي كه در آن يک مخلوط سوختني انرژي کافي آزاد مي کند واجازه ميدهدکه شعله به ناحيه آتش نگرفته گسترش يابد، شعله وري ناميده مي شود.



    • نقطه شعله زني Flash Point

    عبارت از درجه حرارتي است که درآن جسم بخارات کافي جهت تشکيل يـک مخلوط قابل اشتعال با هوا در سطح خود توليد کند. و در صورت وجود منبع آتش زنه براي يک لحظه شعله موقت ايجاد شده ، ولي ادامه و گسترش نخواهد داشت.
    توجه: نقطه شعله زني مختص مايعات و برخي جامدات( که حالت تصعيد دارند مثل نفتالين) ميباشد.

    • نقطه آتش

    پايين ترين درجه حرارتي که در آن يک سوخت توليد بخارات کافي جهت اشتعال و ادامه اشتعال بنمايد را نقطه آتش گويند. نقطه آتش معمولاً چند درجه حرارت بالاتر از نقطه شعله زني است. در تعريفي ديگر ، نقطه آتش عبارتست از پائين ترين درجه حرارت ، بگونه اي که حرارت ايجاد شده از احتراق بخار مشتعل ، توان توليد بخار کافي جهت ادامه احتراق داشته باشد.

    • درجه حرارت خود سوزي

    پايين ترين درجه حرارتي است که در آن ماده به خودي خود مشتعل مي شود. يعني ماده بدون نزديک شدن به شعله يا منبع ديگر جرقه زني ، خود بخود خواهد سوخت. و اين بدان معنا است که در شرايطي خاص بعضي از مواد به خودي خود ايجاد حريق مي نمايند.

    • احتراق خودبخود «خودسوزي»

    برخي از مواد خصوصاً مواد آلي که ريشه کربني دارند، ممکن است در درجه حرارت محيط با اکسيژن واکنش نشان دهند، ترکيباتي مانند روغن بزرک که داراي پيوندهاي مضاعف کربن ـ کربن هستند براي اين نوع واکنش بسيار مستعد هستند. اگر ماده سوختني عايق خوبي براي حرارت باشد، حرارت ايجاد شده در چنين واکنشي نمي تواند از آن خارج شده و جذب محيط اطراف شود و در نتيجه درجه حرارت ماده بالا مي رود و واکنش بيشتر مي شود و اين عمل ادامه مي يابد تا زماني که درجه حرارت آن به درجه حرارت افروزش و اشتعال برسد و در نتيجه احتراق واقعي صورت پذيرد. تاثير باکتري روي بعضي مواد آلي سبب افزايش درجه حرارت آنها مي شود و برخي مواقع احتراق صورت مي گيرد. مانند احتراق در روغنهايي که در صنعت نساجي بکار مي روند يا در انبارهاي علوفه و زغال که بديهي است عايق حرارتي عامل مهمي دراين نوع احتراق ميباشد. حلقه اتصال عرضي اتمها خصوصاً در پلاستيک Linking – Cross يا درمولکولهاي جسم مرکب که در برخي پلاستيکها موجود است ميتواند منجر به شعله وري خودبخود گردد.درجه حرارت اشتعال به عوامل زير بستگي دارد :
    الف - درصد بخارات توليد شده از ماده قابل اشتعال در محيط ( فشار بخار).
    ب - مقدار درصد اکسيژن موجود در محيط.
    ج - نوع منبع آتش زنه و مدت زماني که جسم قابل اشتعال در مجاورت آن منبع قرار داشته است .
    د - شکل و حجم محلي که بخارات در آن قرار دارد( فشار محيط ) .
    هـ - وجود کاتاليزور واکنش درمحيط ( تسربع کننده و کند کننده) .

  9. #19
    مدیریت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    6,101
    مورد پسند
    در 19 پست
    سیستم عامل
    CentOS

    دسته بندي انواع حريق

    دسته بندي انواع حريق
    براي سهولت در پيشگيري و كنترل آتش سوزي ، حريق ها بر حسب ماهيت مواد سوختني به دسته هاي مختلفي تقسيم مي كنند . در امريكا و ژاپن توسط مراجع رسمي حريق در چهار دسته ( d، c، b ،a) در اروپا و استراليا به پنج دسته ( e، d، c ،b، a ) تقسيم بندي شده است . دسته a در همه تقسيم بندي ها مواد جامدي است كه خاكستر بجا مي گذارد . دسته b مواد نفتي و مايعات قابل اشتعال . دسته d شامل فلزات قابل اشتعال مي باشد . در تقسيم بندي امريكايي دسته c آتش دسته d شامل حريق هاي الكتريكي منظور شده است . اما در تقسيم بندي اروپايي اين دسته شامل گاز هاي آتش گير مي باشد و دسته e شامل حريق الكتريكي است . اخيرا دسته جديدي تحت عنوان kيا fاضافه شده است كه بعلت وسعت حريقها جاي خود را باز نموده است . اين دسته مربوط به حريق آشپز خانه و روغن هاي آشپزي است .
    از آنجايي كه تقسيم بندي مورد تاييد كشور ما تقسيم بندي اروپايي است كه مورد تاييد iso نيز مي باشد ، ما در اينجا به توضيح در خصوص اين تقسيم بندي مي پردازيم .

    • آتش دسته a

    اين نوع آتش سوزي از سوختن مواد معمولي قابل احتراق ، عموما جامد و داراي تركيبات آلي طبيعي يا مصنوعي حاصل مي شود . اين منابع كاغذ ، پارچه ، چوب ، پلاستيك و امثال آن است كه پس از سوختن از خود خاكستر به جا مي گذارند . خاموش كننده هايي كه براي كنترل آن بكار مي روند علامتي مثلث شكل و سبز رنگ با نشان a دارند . مبناي اطفاء آنها بر خنك كردن است .

    • آتش دسته b

    اين آتش در اثر سوختن مايعات قابل اشتعال يا جامداتي كه به راحتي قابليت مايع شدن دارند ( عموما مواد نفتي و روغنها ي نباتي ) پديد مي آيد . خاموش كننده هايي كه براي اين دسته مناسب هستند داراي برچسب مربع قرمز رنگ با علامت b هستند . اطفاء اين حريق عموما مبتني بر خفه كردن است .

    • آتش دسته c

    اين دسته شامل آتش سوزي ناشي از گازها يا مايعات يا مخلوطي از آنهاست كه براحتي قابليت تبديل به گاز را دارند مانند گاز مايع و گاز شهري ، اين گروه نزديكترين نوع حريق به دسته b مي باشد و خاموش كننده هاي مربوطه با علامت c در مربع آبي رنگ مشخص مي شوند . راه اطفاء اين حريق خفه كردن و سد كردن مسير نشت مي باشد .
    حريق هاي اين دسته ناشي از فلزات سريعا اكسيد شونده مانند منيزيم، سديم ،پتاسيم و امثال آن مي باشد و خاموش كننده هاي مناسب براي اطفاء آنها با علامت ستاره زرد رنگ با نشان d مشخص مي شوند .

    • آتش دستهe

    اين دسته شامل حريقهاي الكتريكي مي باشد كه عموما در وسايل الكتريكي و الكترونيكي اتفاق مي افتد مانند سوختن كابلهاي تابلوبرق يا وسايل برقي و حتي سيستم ها ي كامپيوتري ، نامگذاري اين دسته نه بخاطر متفاوت بودن نوع ماده سوختني بلكه بخاطر مشخصات وقوع ، اهميت و نوع دستگاه است كه حريق در آنها رخ مي دهد . راه اطفاء اين دسته قطع جريان برق و خفه كردن حريق با گاز co2 يا هالن و هالوكربن مي باشد . خاموش كننده هايي كه قابليت كنترل آن را دارند با حرف e نشان داده مي شوند.

  10. #20
    مدیریت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    6,101
    مورد پسند
    در 19 پست
    سیستم عامل
    CentOS

    ارزيابي ريسک حريق

    ارزيابي ريسک حريق
    ارزيابي ريسک حريق ، فرايندي سيستماتيک جهت بررسي مخاطرات حريق بالقوه در محيط کار و تخمين ريسک حاصل از اين خطرات براي منابع مالي و انساني مي باشد . عمده دلائل ارزيابي ريسک حريق در محيط کار شامل موارد زير مي شود :
    1. فراهم نمودن يک محيط کار ايمن و عاري از ريسک به عنوان يک وظيفه اخلاقي
    2. در نظر گرفتن مباحث اقتصادي در حريق و توجه به اين مسئله که عدم وجود يک برنامه نظام مند و پيشگيري و کنترل حريق باعث تحمل هزينه هاي سنگين بر هرفرايند مي گردد.
    3. رعايت بحث الزامات قانوني که مي توان اين الزام را در بند 4-3-1سيستمهاي مديريت ايمني و بهداشت حرفه اي ohsas18001 ملاحظه نمود.


    • مراحل ارزيابي ريسک حريق

    جهت ارزيابي ريسک حريق ، مراجع مختلف ، مراحل متعددي را عنوان کرده اند ولي به طور اساسي و مشترک پنج مرحله در يک ارزيابي ريسک حريق بايد بررسي شده و انجام پذيرد که شامل موارد زير است:
    • شناسايي خطرات حريق
    • شناسايي افراد در معرض ريسک
    • ارزيابي ريسک و وضعيت پيشگيري و کنترل موجود
    • ثبت يافته هاي ارزيابي ريسک حريق
    • بازنگري خطرات و تجديدنظر


    • شناسايي خطرات حريق

    با توجه به مفهوم خطر و اجزا مثلث حريق بايد خطرات آتش سوزي را در عناصر مثلث حريق جستجو کرد . به اين ترتيب شناسايي خطرات حريق شامل شناسايي منابع اکسيژن ، شناسايي منابع سوخت و شناسايي منابع حرارت ، اشتعال يا جرقه است . همچنين در شناسايي اعمال ناايمن و شرايط ناايمن نيز بايد نگرشي متناسب با ايمني حريق ، داشته باشيم .

    • شناسايي افراد در معرض ريسک

    اولويت اصلي در ارتباط با احتياطات حريق ، حصول اطمينان از امکان فرار ايمن افراد در صورت وقوع حريق مي باشد . مهمترين مواردي که بايد در ارزيابي ريسک ، در مورد افرادي که به طور بالقوه با حريق درگير هستند ، مدنظر قرار گيرند شامل سرعت احتمالي رشد و گسترش حريق و حرارت و دود همراه با آن ، تعداد افرادي که در منطقه حضور دارند ، نحوه اطلاع افراد از وقوع حريق و نحوه فرار افراد است .

    • در ارزيابي ريسکها و وضعيت پيشگيري و کنترل موجود

    ، برمبناي روشهاي مختلف ارزيابي ريسک مي توان از اکثريت اين روشها با رويکرد ارزيابي ريسک حريق بهره جست . پس از تعيين ميزان ريسک بايد به بررسي کنترلهاي موجود و کفايت ويا عدم کفايت آنها پرداخت و روشهايي را براي کنترل و کاهش ريسک در نظر گرفت .

    • ثبت يافته هاي ارزيابي ريسک حريق

    چنانچه تعداد کارکنان در محل ارزيابي ريسک بيش از 5 نفر باشد بايد يافته هاي ارزيابي ريسک ثبت شوند . جهت ثبت يافته هاي ارزيابي ريسک دو رويکرد کمي وجود دارد .
    الف ) استفاده ازنقشه محل کار که روي آن محل مواد قابل اشتعال ، منابع حرارت ، مسيرهاي فرار ، محل تجهيزات اعلام و اطفاء حريق ، منابع اصلي برق و روشنايي مشخص شده باشد .
    ب ) استفاده از يک فرم ساده که در آن موارد زير لحاظ شده باشد .
    تاريخ ارزيابي
    • خطرات شناسايي شده
    • افراد يا گروههاي در معرض ريسک
    • کنترلهاي موجود و ريسکهاي که به طور مناسب کنترل نشده اند .
    • عملياتهاي بيشتري که مورد نيازند .


    • مرحله بازنگري و تجديد نظر

    تغييرات موثر با ميزان ريسک حريق و اقدامات کنترلي انجام شده در محل دير يا زود در محيط پديدار مي شوند اين تغييرات شامل موارد زير مي باشد.
    • تغييرات تعداد کارکنان
    • تغيير در فرآيندهاي کاري
    • ابزار و وسايل جديد کار دستگاهها ، تجهيزات و ماشين آلات جديد
    • ساختمان جديد يا توسعه مکانهاي موجود
    • مواد جديد يا تغيير در انبارفعلي مواد

    هر کدام از اين مواد مي توانند منجر به بروز خطرات جديد يا افزايش ريسک شوند . بنابراين ريسکها نياز به بازنگري و تجديدنظر خواهند داشت . به اين ترتيب مي توان اطمينان حاصل کرد که ارزيابي هاي ريسک انجام شده و اقدامات کنترلي همواره به روز هستند.
    معمولا در موارد ذيل ارزيابي ها بايد مجددا صورت گيرند :
    1. هنگام وقوع حريق
    2. هنگام وقوع شبه حريق
    3. در دوره هاي زماني مشخص

    بطور کلي جهت تجزيه و تحليل خطرات و ارزيابي ريسکهاي حريق بايد به مواردي همچون سايت ، ساختار ، محتويات ، فاکتورهاي مديريتي ، فاکتور افراد ، سيستم حفاظت حريق و اقدامات لازم پس از آتش سوزي توجه ويژه کرد.

 

 
صفحه 2 از 9 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کلمات یافته شده توسط جستجوگرها

مرکز داده

تعریف مرکز داده

تحقیق در مورد دیتا سنتر

مقاله در مورد دیتا سنتر

مقاله مرکز داده

تحقیق در مورد data center

مركز داده

مرکزداده

انواع مراکز دادهاجزای مرکز دادهمحاسبه حجم گاز fm200 ساختار داخلي مركز دادهمطلب در مورد data centerhttp:forum.iranhpc.comdata-center113-مرکز-داده-data-center.htmlتحقیق در مورد پشتیبانی داده های مرکز دیتا سخت افزاریساختار امنیتی مراکز داده از نظر پدافند غیر عاملشبکه های SAN در Data centerطرز كار data centerمرکز داده پشتیبانفضای داخلی مرکز دادهموضوع در مورد data centerمقاله در مورد مرکز دادهديسك وصفحه تعميرىپشتیبان نوار قیمت ظرفیت ltoطراحی سیستم اعلام حریق

برچسب ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما نمیتوانید به موضوع پاسخ دهید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •